industrial management&strategic management

استراتژی های عمومی زنجیره تامین

در مجله صنعت لاستیک شهریور 88 به چاپ رسیده است.

استراتژی های عمومی زنجیره تامین

 

چکیده :

 

در دهه های اخیر با گسترش روز افزون علوم و توسعه فناوری های جدید رقابت میان شرکتهای تولیدی و خدماتی جدی تر شده است و درآینده آن دسته از بنگاههای اقتصادی از مزیت نسبی رقابتی برخوردار خواهند بود، که بتوانند در زمینه مدیریت استراتژیک تامین کنندگانشان موفق تر از سایر رقبا عمل کنند .

واژه های کلیدی:زنجیره تامین،مدیریت استراتژیک تامین کنندگان،لجستیک،

مقدمه:

 بحث تامین و تدارک و لجستیک در صنعت اگرچه همواره با یکدیگر عجین بوده است اما امروز از اهمیت ویژه ای برخوردار گشته و گرایش اکثر شرکتهای بزرگ به سمت روشی مشابه مدیریت تامین است.

تامین قطعات اولیه به منظور بحث تعمیرات و نگهداری ماشین آلات و همچنین مواد اولیه مورد نیاز صنعت تایر با توجه به واردات انواعی از مواد اولیه از سایر کشورها رویکرد مدل مشارکتی را بیش از پیش مهم جلوه می دهد که در این رویکرد دو طرف با اعتماد به یکدیگر در زمینه مشارکت سرمایه گذاری می کنند . علاوه بر تامین مواد و قطعات معضل دیگر بحث ردگیری قطعات و مواد اولیه در صنایع تامین کننده سازندگان تایر و همچنین صنایع استفاده کننده از تایرهای تولیدی

 می باشد که در این مقاله برخی تکنولوژی های ردگیری مورد بررسی قرار می گیرد .      

مدیریت زنجیره تامین نتیجه تکاملی مدیریت انبارداری است که در دهه 60 با بررسی بر روی روندهای انبارداری و رابطه آن با حمل و نقل و یکپارچه سازی آنها قادر به کاهش موجودی خود شدند که حاصل این مطالعات مدیریت توزیع نام گرفت با اضافه شدن مباحث مدیریت ساخت و تدارکات مفهوم مدیریت توزیع به لجستیک  تغییر پیدا کرد.زنجیره تامین نتیجه به هم پیوستن  حلقه های عملیاتی مختلف است که در ابتدای آن عرضه کنندگان در انتهای آن مشتریان قرار دارند.

رشد سیستمهای تولیدی منعطف ، افزایش فزاینده تنوع در تولیدات و آگاه تر شدن مشتریان در رابطه با کیفیت محصولات متنوع در بازار ، باعث اهمیت ویژه بحث تامین مواد ابزار و قطعات مرغوب با توجه به سیاستهای درون و برون سازمانی شده است علاوه بر آن تامین به موقع مواد و قطعات جهت خط مونتاژ و تولید به موقع اهمیت رده بندی استراتژیک تامین کنندگان و تعامل مناسب با آنها ، اهمیت مدیریت این مهم را انکار نا پذیر ساخته است .

برای حل این مشکل ، هنری فورد در سال 1950 نظریه ای را پیشنهاد کرد که براساس آن گفته شده که شاید بهتر باشد بسیاری از قطعات و مواد اولیه که در  داخل کانونهای تولید درون سازمانی ساخته و تولید می شوند ، از طریق تامین کنندگان خارجی ( برون سازمانی ) فراهم شوند بدین صورت که با ارائه یک نقشه دقیق به تامین کنندگان با کمترین مبلغ پیشنهادی توسط آنها قرارداد امضاء شده وطول مدت این قرارداد نیزنباید بیش از یک سال باشد  بعد از آن هم در هنگام وقوع معضلات اقتصادی او بهترین راهکار را در انفصال از تامین کنندگان از طریق فسخ قرارداد می دید .

در اواسط دهه 1980 که تولید انبوه دیگر  مقرون به صرفه نبود شرکتهای مانند جنرال موتورز و کراسیلر تامین کنندگان داخلی خود را کاهش دادند و دلیل این امر آن بود که موفقیت ژاپنی ها ، در سیستمهای تامین شان  را به واسته دستمزد پایین شرکتهای تامین کننده ژاپن می دانستند . آنها به تجربه دریافتند که شیوه ای که ژاپنیها اتخاذ کرده بودند ( که امروزه به تامین ناب(1)  معروف شده است ) گوی سبقت را از آنها ربوده است . در این روش ژاپنی ها از همان ابتدا تامین کنندگان  تمام منابع را انتخاب میکنند ودر این حالت اساس انتخاب تامین کنندگان دیگر تنها معیار قیمت نیست بلکه معیار انتخاب سابقه همکاری و گریدی است که از عملکرد تامین کنندگان موجود است .

امروزه گرایش اکثر تولید کنندگان بزرگ در جای جای دنیا به سمت روشی مشابه روش مدیریت تامین ژاپنی هاست به بیان دیگر اینگونه به نظر می رسد که این روش به عنوان کار آمدترین روش مدیریت تامین کنندگان پذیرفته شده است .

 

مدلهای دوگانه مدیریت تامین کنندگان :

مطالعات آکادمیک و تجربیات علمی گویای دو مدل بدست آمده در سطح مدیریت تامین کنندگان است این دو مدل شامل مدل زورمدارانه و مدل مشارکتی است .

 

1- مدل زورمدارانه(2): این نگرش سنتی به منظور افزایش توان چانه زنی(3) کاربرد دارد تعریف این مدل بدین گونه است که شرکتهای خریدار سعی در حفظ تامین کنندگان خود همراه با پرهیزازهرگونه تعهدی در قبال آنها را دارند. مایکل پورتر در توصیف مدل مذکور که در ایالات متحده به عنوان موثرترین روش مدیریت تامین کنندگان پذیرفته شده است چنین بیان می کند که ( هدف در فعالیتهای خرید ، یافتن مکانیسمهایی به منظور متعادل سازی یا فایق آمدن برتوان منابع تامین است . با تفویض نوبت به تامین کنندگان مختلف برای خرید یک کالا می توان قدرت چانه زنی را افزایش داد )(4)

2- مدل مشارکی(5) :رویکرد نوینی است که در آن  طرفین براساس اعتماد به یکدیگر جلو رفته و در واقع با غنی کردن سطح اطلاعاتی که به اشتراک می گذارند ، سرمایه گذاری قابل توجهی در زمینه مشارکت به عمل می آورند این امر باعث کاهش هزینه ها، بهبود کیفیت و تسریع در توسعه محصول می شود لازم به ذکر است که موفقیت شرکتهای ژاپنی بیشتر مرهون برقراری و حفظ روابط با تامین کنندگان خود در قالب چنین راهبردی است . (جدول شماره1)

 

 

_________________________________________________________________________

2) length model arm's                         3)bargaining power                                                                    lean supply  (1

    partnership model   (5                               )  jeffryH. Dyerget 1998 4

 

 

                      جدول شماره (1) تباین میان روابط زورمدارانه و مشارکتی

معیار

نوع رابطه

زورمدارانه

مشارکتی

طول مدت قرارداد 

کوتاه مدت

بلند مدت

تداوم رابطه

احتمال پایین بودن تجدید قرارداد

احتمال بالا بودن تجدید قرارداد

سطح به اشتراک گذاری اطلاعات

کم

زیاد

سرمایه گذاری های ویژه در خصوص رابطه فی مابین

کم

زیاد

موضوع اعتماد فی مابین

کم

زیاد

 

رده بندی استراتژیک تامین کنندگان معمولا به دو گروه تقسیم می شود ( گروه اول شامل تامین کنندگانی که منابع ضروری اما غیر استراتژیک را تامین می کنند و گروه دوم شامل تامین کنندگانی است که قطعات استراتژیک را تامین می کنند در اصطلاح حرفه ای به تامین کنندگان گروه اول تامین کنندگان مستقل و به تامین کنندگان گروه دوم تامین کنندگان وابسته می گویند .

بنابراین شراکت  استراتژیک(1) میان خریدار و تامین کننده  زمانی ضروری به نظر می رسد که سازمان تامین کننده ، ورودیهای استراتژیک برای سازمان خریدار را فراهم کند به واسطه منافع بالقوه خرید سفارشی (به عنوان مثال، کیفیت بالاتر و تنوع محصول ) مرزهای سازمانی بین  خریدار و تامین کننده را به مرزهای نامرئی تبدیل کرده که انتخاب این روش در شرایط زمانی که ایجاد ارزش در بلند مدت ( به عنوان مثال ، کیفیت و تکنولوژی ) هدف قرار می گیرد و یا در صنایع محصولات ترکیبی ، جایی که تقاضاهای پیچیده و متنوع، ارزش هماهنگیهای بین شرکتی را افزایش می دهد.

کانون چالشهای لجستیک در واقع خط تولید و مونتاژ محصولات است که یکی از دغدغه های اصلی مدیران لجستیک به منظور کاهش انحرافات از زمان تولید به موقع است که برای مقابله با این مسئله تولید کنندگان در پی حفظ سطح موجودی مواد و قطعات در کنار خطوط تولید به کمتر از 2 ساعت و یا کمتر هستند این امر را با استفاده از رویکرد     (2)JIT که به صورت تحویل مواد و قطعات به صورت محموله های کوچک و دفعات بیشتر است تعدیل نمودند. روش دیگر تحویل متوالی مواد است این دو رویکرد مستلزم فعالیتهای اضافی از جمله بروکراسی های اداری فعالیتهای فیزیکی و زمانبر است.طی چند سال گذشته حرکت به سوی مونتاژ مدولار همراه با شکل گیری پارکهای تامین کنندگان در کنار کارخانه های اصلی تولید برای کاستن از فشار بر خط تولید مورد توجه قرار گرفته است این امر اغلب در هزینه حمل و نقل احجام بزرگ صرفه جویی قابل ملاحظه ای  ایجاد می کند  با این حال تامین کنندگان رده اول به این نکته پی برده اند که ایجاد کارخانه و یا تسهیلات درکنار  همه کارخانه هایی که تامین متوالی مجموعه های پیش مونتاژی را مانند صنعت تایر بر عهده دارند از لحاظ اقتصادی توجیه پذیر نیست ایجاد یک واحد جدید همراه با نیروی کاری لازم و هزینه های سربار ، تنها با توجه به میزان ( حجم ) تولید وپیچیدگی تولید محصول مورد نظر توجیه پذیر است .

 

_________________________________________________________________________

 strategic partnership                                     2)just in time 1)

به عنوان مثال برخی کارخانه های خودروسازی برای غلبه بر این مشکل یک یا چند طرف ثالث را در زمینه لجستیک برای خود انتخاب کرده اند تا بتوانند برای تامین کنندگان رده اول ، فعالیتهای مربوط به تحویل متوالی را نزدیک کارخانه مونتاژ انجام دهند مرسدس بنز ترجیح می دهد که کنترل داخلی تامین قطعات بحرانی و تامین متوالی قطعات را ، خود بر عهده گیرد، اما درحال دعوت از شرکتهای ثابت ارائه دهنده خدمات لجستیک برای قطعاتی است که می بایستی در محموله های کوچک تامین شوند وظیفه این شرکتها حفظ موجودی 2 روزه این قطعات است و این امر امکان هرگونه کسری این قطعات را درحین تولید  برطرف می کند .

روش فورد دراین زمینه متفاوت است فورد به جای انتخاب شرکت چهارم به عنوان ارائه دهنده خدمات لجستیک ، نظیر تجربه جنرال موتور در تشکیل شرکت VECTOR SCM تصمیم گرفته است مسئولیت طراحی راه حلهای لجستیک را خود بر عهده بگیرد اما اجرای راه حل ها را به  شرکتی  ثالث در زمینه لجستیک واگذار کرده است این روش فورد اروپاست  که شرکت excel  را برای اجرای تمامی عملیات لجستیک در اروپا تعیین کرده است excel  قرار دادی در زمینه لجستیک داخلی کارخانه فورد  در برزیل نیز اختیار کرده است .

پس از تصمیم گیری سازمان ها در ارتباط با تامین کنندگان استراتژیک و تامین کنندگان وابسته خود ،موضوع ردگیری ابزار ،قطعات و مواد گردآوری شده چه به عنوان ورودی به خط تولید چه در حین فرایند تولید و چه به عنوان محصول نهایی ارائه شده ،بحث ردگیری منابع تامین شده را از اهمیت ویژه ای برخوردار گردانیده است.

در صنعت خودروسازی یکی از مهمترین مباحث زنجیره تامین بحث ردگیری قطعات و مواد اولیه می باشد بنابراین این موضوع در صنعت تایر سازی به عنوان یکی از تامین کنندگان استراتژیک خودروسازان دارای اهمیت ویژه می باشد، استفاده از تکنولوژی های روز ردگیری،باعث ایجاد  مزیت  رقابتی برای  سازمان ها بخصوص در ابعاد جهانی می گردد. تکنولوژی های  متفاوتی در زمینه ردیابی قطعات و مواد اولیه موجود می باشد که به معرفی آنها می پردازیم :

1- ردگیری روشی اولیه برای تعیین خروجی های خط تولید و تعیین محل انبارش محصولات درهر مکان و زمان مشخص می باشد تقریبا برای 30 سال  بارکد ها به عنوان روش جمع آوری داده ها و تکنولوژی ردگیری شناخته می شد .

تعدادی از تکنولوژی های ثبت اطلاعات که جهت کاربردهای ردیابی مناسب است عبارتند از :

- شناسایی با فرکانسهای رادیویی(1):این روش امکان ثبت و ذخیره سازی داده ها را به صورت همزمان، هم  برروی برچسب الصاق شده و هم محصول فراهم می آورد . RFID  یک پایگاه اطلاعاتی پویا و قابل حمل را  فراهم می سازد که امکان حرکت با محصول  در تمام چرخه های آن را دارد و می تواند با هر اتفاق مانند تعمیرات در زمان خدمات پس از فروش به هنگام شود. RFID برای طیف وسیعی از ردیابی ها مخصوصا برای محصولات بسیار پیچیده و دارای مونتاژهای زیاد مناسب می باشد .

 

_________________________________________________________________________

1)Radio frequance ID

 

- برچسبهایی که بر روی آنها بارکد سری چاپ می شود ، می تواند بر روی محصول یا اجزای آن که درمحیطی متعادل   می باشد بکار برده شود برای مثال برچسبهای چاپ شده که در فضای کاهش یافته نمادگذاری (RSS)(1)  را مورد استفاده قرار می دهند برای ثبت بر روی اجزا الکترونیکی  ایده آل می باشند.RSS برای تبادل اطلاعات کوتاه  و به منظورتبادل  سریع اطلاعات وبیشتر در فضاهای مجازی مانند (وب) مورد استفاده قرار میگیرد.

برای گروه دیگری از محصولات ، انواع تکنولوژی ها مانند علامت گذاری به وسیله حکاکی روی محصولات کاربرد دارند به طوری که در تمام چرخه های محصول قابل خواندن باشد ( مانند بعضی از قسمتهای موتور هواپیما )

 تکنولوژی علامت گذاری (DPM)(2) روی محصول از روشهای متنوعی برای ثبت علامتها به صورت پایدار روی انواع مختلف مواد استفاده می کنند .

تکنولوژی ثبت اطلاعات خودکار (ADC)(3) که براساس بارکد و عموما برای اقلام یکسان در  نمونه های یک دست بکار برده می شود این کار معمولا به وسیله علامت گذاری و ردگیری ظرفی که اقلام در آن چیده و بسته بندی شده اند انجام      می شود و در فعالیتهای بارگیری دریافت و  ثبت می گردد در اکثر اوقات ردگیری قطعات شامل استفاده از برچسب با بارکد پرینت شده و خواندن آنها به وسیله بارکد خوانهای دستی می باشد .

با وجود اینکه بارکدهای پرینت شده می توانند برای ردیابی بعضی از قطعات بکار برده شوند علامت گذاری مستقیم به خاطر دوام و پایداری و RFID به خاطر قابلیت نوشتن و خواندن میتوانند گزینه های بهتری باشند . در عین حال در مورد بعضی از فرآورده ها شاید بهتر باشد به جای تمرکز بر روی پایگاه داده ها در روش بارکد ، از روشهای دیگری که نیاز به پایگاه داده ها ندارند استفاده شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

_________________________________________________________________________             1)Really simple syndication                                           2)DPM(DATA POSITION MEASURMENT)             

                                                                    3) ADC (automatic data converter  )                                                           

                

به طور کلی می توان تکنولوژی ثبت داده ها را در دو دسته بصری و  غیر بصری بررسی نمود : (جدول شماره2)

جدول شماره(2 )تکنولوژی ADC

تکنولوژی بصری

 

 

 

علامت گذاری مستقیم

(DPM)

 

کاهش ( برداشتن مواد از زمینه اصلی مواد)

حکاکی لیزری

حکاکی نقطه ای

حکاکی ریز

افزایش ( قراردادن مواد بر روی زمینه اصلی مواد )

جوهر افشان

برچسب بارکد مقاوم

پلاک

بارکد برجسته

تکنولوژی غیر بصری

 

شناسایی بافرکانس رادیویی (RFID)

 

برچسب فعال

برچسب غیرفعال

       

 

انواع تکنولوژی RFID:

دو نوع برچسب RFID  وجود دارد: برچسب فعال که  منبع انرژی ( باتری ) را در خود دارد و می تواند از فاصله دورتری اطلاعات را انتقال دهد اما این برچسبها بزرگتر ، گرانتر و کم کاربردتر  در ردیابی قطعات هستند.

 برچسبهای غیرفعال در اکثر موارد برای ثبت خودکار اطلاعات استفاده می شوند وقتی یک برچسب غیرفعال جستجو می شود انرژی ازقرائتگر به برچسب انتقال داده می شود.

مکانیزم در برچسبهای غیرفعال مشابه آینه است که نور از آن ساتع نمی شود بلکه برگردانده می شود و امکان خواندن و نوشتن از برچسب را فراهم می آورد .

درک تفاوت انواع این تکنولوژی ها به منظور دریافت اطلاعات مورد نیاز چه به منظور تامین مواد اولیه برای تولید محصولات، روشهای توزین و حمل و چه به منظورخط تولید و چه در حین فرآیند تولید و چه در زمان ارسال خروجی های خط تولید بدون شک باعث افزایش کارایی تولید کاهش هزینه ها ، کم شدن دوباره کاری ها و در نهایت افزایش بهره وری می گردد برای مثال مطابق سند مستندسازی ، حساب پذیری و قابلیت فراخوان صنعت حمل و نقل که در مجمع سال 2000 آمریکا مورد تایید قرار گرفت به منظور امکان فراخوان لاستیکهای معیوب براساس شماره VIN خودرو (1) (شماره شناسایی خودرو)  می بایست نیازمندیهای لازم در شرکتهای خودروسازی و تولید لاستیک فراهم شود.

در پاسخ به این نیاز گروه صنایع خودروسازی اقدام به توسعه استاندارد ردگیری و تعیین هویت نمود که تامین کنندگان میبایست بر اساس یک روش یکسان،برچسب قابل خواندن  B11  قطعات غیر فعال را در محل مشخصی از لاستیک و چرخ قرار دهند

1) vehicle identification number

نوشتن(RFID)   برای  پشتیبانی فرایند مونتاژ و امکان ردیابی قطعه به قطعه لاستیک در چرخه تولید تا مصرف  برحسب عمر آن کمک می کند و مزیت این برچسب ها آنست که  می توان برچسب  RFIDرا به عنوان یک پایگاه داده سبک استفاده نمود .

نتیجه گیری :

ردیابی قطعات در صنعت خودرو مفهوم جدیدی را ایجاد نموده و آئین نامه های فراوانی برای آن تنظیم شده مخصوصا در مورد تایر خودرو که از قسمتهای حساس خودرو است و هر مشکلی دراین قسمت باعث خسارات جبران ناپذیری می شود و سازندگان خودرو در جستجوی راهی هستند که به صورت فعالانه محصولات را از میان تامین کنندگان تا مشتریان ردیابی کنند .

استاندارد AIAG _ B11  که اولین استاندارد RFID  در جهان برای ردیابی تایر است ابزاری را برای سازندگان خودرو و فروشندگان فراهم می کند که کل مراحل تولید تایر از تولید تا مونتاژ و توزیع آنها را برای استفاده کنندگان ثبت می کند بنابراین ایجاد برنامه ردیابی محصولات می تواند افزایش ایمنی برای مشتری و کاهش هزینه برای سازنده را در پی داشته باشد .     

 

 

 

 

 

 

مراجع:

 

1)power in buyer-supplier relationships ,DOWNLATSHAHIS.,(1999).BARGAINING.JOURNAL ,FIRST QUARTER,INVENTORY MANAGEMENT &PRODUCTION

 

2)AND WUJIN CHU (WINTER1998).STRATEGIC SUPLIER JEFFREY H.DYER,DONG SUNG CHU.PRACTICE IN SUPPLY CHAIN MANAGEMENT SEGMENTATION.

 

3)مهدی غضنفری-سید محمود حافظ-مسعود کاظمی (مدیریت استراتژیک تامین کنندگان )مجله تدبیر شماره 136 سال 1382

 

4)یوسف جسمی(برونسپاری لجستیک در صنعت خودروی جهان )مجله صنعت خودروGجله صنعت خودرو

5((555  برونسپاری لجستیک در صنعت خودروی جهان

5) محمد روحیان ردیابی و ردگیری قطعات (صفحات برگزیده اینترنت) www.rvsi.com

www.aimglobal.org

www.intermec.com

 

 

   + ferial zarrabi ; ٦:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٦
comment نظرات ()

اسامی ده دانشگاه برتر کشور

 


اسامی ده دانشگاه برتر کشور از سوی معاونت آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اعلام شد.

به گزارش ایسنا، معاونت آموزشی وزارت علوم دانشگاههای فردوسی مشهد، تبریز، صنعتی اصفهان، تهران، شیراز، شهید بهشتی، صنعتی امیرکبیر، تربیت مدرس، علم و صنعت ایران و صنعتی شریف را به عنوان ده دانشگاه برتر کشور معرفی کرد.

   + ferial zarrabi ; ۸:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/٩
comment نظرات ()

ERP (برنامه ریزی منابع سازمانی) چیست ؟

ERP (برنامه ریزی منابع سازمانی) چیست ؟


 کلمه ERP در اصل مخفف واژگان Enterprise Resource Planning یا سامانه تخصیص منابع سازمان است که طیف وسیعی از فعالیتهای مختلفی را که به بهبود عملکرد سازمان منتهی می شود در بر دارد. ERP توسط برنامه های کاربردی که شامل چندین زیربرنامه کاربردی دیگر است پشتیبانی می شود بطوریکه فعالیتها را در گستره واحدهای عملیاتی سازمان یکپارچه می سازد. این فعالیتها می تواند بازه وسیعی از مدیریت تولید، خرید قطعات، کنترل موجودی انبار، ارسال مواد به واحدهای تولیدی تا ردگیری سفارشات را شامل شود. ERP همچنین می تواند زیر برنامه های کاربردی در زمینه مدیریت مالی و مدیریت منابع انسانی سازمان را هم در بر داشته باشد. تعریف ERP سیستمی است که دارای اهداف، اجزا و محدوده مشخص و معینی است. در ادامه ERP را بر حسب هر یک از این جنبه ها تعریف می کنیم. هدف ERP – هدف از یک سیستم ERP بهبود و تسریع فرایندهای داخلی کسب و کار سازمان است که برای رسیدن به این منظور عموماً به مهندسی مجدد فرایندهای سازمان نیاز است. اجزای یک سیستم ERP نرم افزار ERP - هسته اصلی هر سیستم ERP بخش نرم افزار آن است. نرم افزار ERP در عمل بر مبنای زیر برنامه های کاربردی قرار دارد. هر یک از زیر برنامه های کاربردی فعالیتهای عملیاتی بخشی از سازمان را به شکل مکانیزه شبیه سازی می کند. زیر برنامه های معمول نرم افزارهای ERP مدیریت تولید، خرید مواد اولیه، کنترل موجودی انبار،، ارسال مواد به واحدهای تولیدی و ردگیری سفارشات را پوشش می دهد. فرایندهای کسب و کار کارآمد – فرایندهای کسب و کار سازمان به سه سطح کلی تقسیم بندی می شوند – فرایندهای استراتژیک، کنترلهای مدیریتی و کنترلهای عملیاتی. ERP ها به تدریج به راه حلهای جامعی برای کارآمد کردن فرایندهای سازمان در هر سه سطح مذکور ارتقا یافته اند. بخش عمده ای از موفقیت سیستمهای ERP به یکپارچه کردن فعالیتها در کل سازمان باز می گردد. کاربران - کاربران سیستمهای ERP می توانند کلیه کاربران سازمان در هر سطحی از هرم سازمانی را شامل شوند. معمولترین سیستم عامل برای کاربری نرم افزارهای ERP سیستم عامل UNIX می باشد. علاوه بر این Windows NT و Linux دیگر سیستمهای عامل مورد استفاده برای نرم افزارهای ERP اند اما اکثر سیستمهای ERP بزرگ بر مبنای سیستم عامل UNIX قرار دارند. UNIX سیستم عاملی است که در اصل برای استفاده همزمان جندین کاربر طراحی شده و پروتکل ارتباطی TCP/IP را در خود دارد. از دید فنی دلایل زیادی برای توجیه قرارگیری ERP بر روی سیستم عامل UNIX وجود دارد. محدوده سیستم ERP – محدوده سیستم ERP از محدوده سازمانی که ERP در آن پیاده سازی می شود کوچکتر است. بر عکس ERP ، مرز سیستمهای زنجیره ای تأمین و تجارت الکترونیک از محدوده سازمان فراتر رفته و تا تأمین کنندگان ، شرکا و مشتریان سازمان گسترش می یابد. با این حال، عملاً پیاده سازی بسیاری ا ز سیستمهای ERP مستلزم یکپارچه سازی با سیستمهای اطلاعاتی خارج از محدوده سازمان است. تاریخچه ERP سیستمهای ERP در اصل تحول یافته سیستمهای برنامه ریزی نیازمندی تولید یا (MRPII) هستند. از منظر کسب و کار سازمان ERP حاصل تلفیق فرایندهای تولید با فرایندهایی است که کلیه ابعاد سازمان را در بر دارند. از منظر تکنولوژیک نیز می توان سیستمهای ERP را تحول یافته سیستمهای قدیمی به معماری سه لایه client-server دانست.  مدیریت و کنترل موجودی انبار مدیریت و کنترل موجودی انبار ترکیبی است از سیستمها و فرایندهایی که موجودی هر کالا درا نبار را در سطح مناسب و معینی نگه می دارند. فعالیتهای مدیریت انبار شامل تشخیص نیازمندیهای انبار، هدف گذاری، گزینه ها و راهکارهای کسری قطعات، ردگیری مصرف هر یک از قطعات، موازنه انبار و گزارش وضعیت موجودی انبار است. برنامه ریزی نیازمندی مواد اولیه (MRP) برنامه ریزی نیازمندی تولید یا MRP الگوریتم و زمانبندی مشخصی است که به برای فرایندهای تولیدی با چندین سطح از تولید طراحی شده است. MRP با استفاده اطلاعات ورودی، نیازمندیهای تولید محصولات نهایی مختلف، ساختار سیستم تولید، سطح موجودی فعلی انبار از هر یک از کالاهای تمام شده و میزان lot معین برای هر بار تولید، برنامه ای زمانبندی شده برای عملیات تولید و خرید مواد اولیه ارائه می دهد. فرآیندهایی که ERP از آن پشتیبانی می کند فرایندهای مدیریتی سازمان را به سه سطح کلی تقسیم بندی کرده است – فرایندهای استراتژیک، کنترلهای مدیریتی و کنترلهای عملیاتی. ERP ها به تدریج به راه حلهای جامعی برای کارآمد کردن فرایندهای سازمان در هر سه سطح مذکور ارتقا یافته اند. بخش عمده ای از موفقیت سیستمهای ERP به یکپارچه کردن فعالیتها در کل سازمان باز می گردد. موفقیت ERP ها در سطوح برنامه ریزی استراتژیک و کنترلهای مدیریتی به تعهد و همکاری مدت مدیریت ارشد سازمان وابسته است. کمک به کاهش هزینه های عملیاتی نرم افزارهای ERP به منظور یکپارچه سازی فرایندهای کسب و کار در کل سازمان و زیربخشهای آن و از طریق سیستمی اطلاعاتی که کلیه سازمان را در بر دارد، طراحی شده اند. مهمترین مزیت ERP ها بهبود هماهنگی بین بخشهای سازمان و افزایش کارایی فرایندها است. نخستین مزیتی که از ERP در کوتاه مدت و پس از پیاده سازی می توان انتظارد اشت، کاهش هزینه های عملیاتی نظیر کاهش هزینه های کنترل موجودی انبار، کاهش هزینه تولید، کاهش هزینه های بازاریابی و پشتیبانی است. تسهیل کارهای روزمره مدیریت مزیت دیگری که از پیاده سازی ERP در سازمان می توان انتظار داشت، تسهیل انجام روندهای روزمره مدیریتی است. پیاده سازی ERP با ایجاد backbone قوی از انباره داده ها، دسترسی بهتر و سریعتر به داده ها را برای مدیریت امکانپذیر ساخته و به این ترتیب مدیر می تواند برای تصمیم گیری به سرعت به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی داشته باشد. پشتیبانی از برنامه ریزی استراتژیک برنامه ریزی استراتژیک مجموعه ای است از فرایندهای مشخصی که برای ارزیابی و تشخیص نیازهای و منابع سازمان، تعیین مشتریان بالقوه، تنظیم اهداف و آرمانها، برنامه ریزی و طراحی استراتژیهای هماهنگ بین بخشهای مخالف با تضمین عملی بودن و موفقیت، اجر می شود. این فرایند همچنین ارتباط منطقی بین استراتژیهای اتخاذ شده با نیازها، دارائیها و نتایج به دست آمده را تعریف کرده و فرایند و نتایج آنرا اندازه گیری و ارزیابی می کند. بخشی از نرم افزاره ای ERP موجود، عملاً برای پشتیبانی از بخش برنامه ریزی منابع فرایند برنامه ریزی استراتژیک طراحی شده اند، اما در عمل این قابلیت به نوعی ضعیفترین ویژگی ERP هاست ودلیل آن هم پیچیدگی و عدم اطمینان بالای برنامه ریزی استراتژیک ونبود یکپارچگی کافی با سیستمهای پشتیبانی تصمیم (DSS) است. مزایای ERP مزایای سیستمهای برنامه ریزی تخصیص منابع سازمان (ERP) را می توان به شکل زیر خلاصه کرد: کاهش هزینه های انبار (نگهداری، حمل و نقل . ..) کاهش هزینه سفارشها کاهش هزینه تولید کاهش هزینه عملیات حسابداری و ثبت وقایع مالی کاهش هزینه حمل و نقل کاهش حجم مورد نیاز سرمایه گذاری در تجهیزات و ماشین آلات کاهش حجم مورد نیاز سرمایه گذاری در کارخانه کاهش حجم مورد نیاز سرمایه گذاری برای خرید زمین کاهش هزینه ناشی از توقف خط تولید فرایند تولید منعطف و قابل تغییر کاهش هزینه خطاهای ناشی از هماهنگی ضعیف بین واحدها مختلف سازمان کاهش هزینه ها نهایتاً به افزایش فروش و سهم بازار بیشتر متهی می گردد کاهش زمان تکمیل و نهایی کردن محصول افزایش شفافیت و ردگیری فرایند تولید برای مشتری افزایش قابلیت متناسب سازی برای مشتری و نهایتاً تطبیق بیشتر با نیازهای وی افزایش رضایتمندی مشتری در تمام فرایندهایی که وی با آنها درگیر است، از لحظه سفارش تا دریافت و حمل ونقل محصول نرم افزار تولید ERP طیف وسیعی از فعالیتهایی است که برای بهبود عملکرد فرایندهای داخلی سازمان به کار می رود. ERP از طرف نرم افزارهای با چند زیرسیستم که فعالیتها را در تمام بخشهای سازمان یکپارچه می کنند، پشتیبانی می شود. این زیرسیستمها شامل برنامه ریزی تولید، خرید قطعات، کنترل موجودی انبار، توزیع قطعات و مواد اولیه و یا ردگیری سفارشها می گردد. ویژگیهای نرم افزارهای تولید ERP سیستمهای ERP در اصل تحول یافته سیستمهای برنامه ریزی نیازمندی تولید یا (MRP) II هستند. در حال حاضر طراحی و پیاده سازی نرم افزارهای تولید ERP در مرحله جلوتری نسبت به سایر نرم افزارهای ERP قرار دارد. نرم افزارهای تولید ERP داری فرایندهای کاری داخلی هستند که به شکل خاص برای بنگاههاب تولیدی و به منظور مدیریت کل چرخه از سفارش تا محصول نهایی هستند. این چرخه شامل مراحل مختلفی از جمله تأمین مواد اولیه، برنامه ریزی تولید، تولید، بازاریابی، فروش و ثشخیص و ثبت نهایی عملیات فروش. برخی از تأمین کنندگان ERP فرایندهای تولید را به شکل الکترونیکی و real-time به مشتری ارائه می دهند. سازمان می تواند با کارآمد کردن فرایندها و بهینه سازی چرخه سفاش محصول و فرایندهای تولید، استفاده از منابع را به حداکثر رسانده و هزینه را کمینه کند.  برنامه ریزی منابع مواد (MRP I) سیستم برنامه ریزی منابع مواد نرم افزاری است که برای مدیریت یک فرآیند تولید بکار گرفته می شود. هدف این سیستم کاهش نقدینگی مورد نیاز برای یک سازمان تولیدکننده می باشد. بدین ترتیب سود حاصل از سرمایه گذاری افزایش می یابد. در سازمان های تولید کننده مبالغ هنگفتی از نقدینگی در انبارسازی قطعات در حین ساخت و در انتظار برای اسمبل شدن درگیر می شوند. برنامه ریزی منابع مواد سعی در به حداقل رساندن این نقدینگی دارد. ایده اصلی در برنامه ریزی منابع مواد به این ترتیب است. گروه فروش و بازاریابی تعداد محصولاتی که در آینده به فروش خواهد رساند را پیشبینی می کند. نرم افزار برنامه ریزی منابع سازمان بر مبنای زمان پیشبینی شده برای ساخت محصولات زمان آغاز تولید را تعیین می نماید. آنگاه سیستم هر یک از محصولات را بر مبنای درخت محصول ارایه شده توسط کارشناسان تولید به قطعات آن تجزیه می کند. زمان سفارش قطعات بر مبنای زمان مورد نیاز برای دریافت آنها تعیین می شود. در نهایت جریان نقدینگی مورد نیاز بر مبنای زمان های تعیین شده برای سفارش، اسمبل کردن و تحویل تعیین می گردد. سیستم برنامه ریزی منابع سازمان می تواند قطعات مورد نیاز برای تحویل یک سفارش را به تولید کننده اعلام کند. بدین ترتیب اگر سفارش پر سودی تنها منتظر دریافت چند قطعه کم ارزش باشد می توان برای تهیه هر چه سریعتر قطعات مورد نیاز اقدام کرد. سیستم مدیریت منابع انسانی (HR) سیستم های مدیریت منابع انسانی از تقاطع مدیریت منابع انسانی و سیستم های اطلاعاتی به وجود می آیند. بطور کلی می توان گفت که سیستم برنامه ریزی منابع سازمان برنامه نرم افزاری است که اطلاعات حوزه های کاربردی مختلف را در یک پایگاه داده مرکزی مجتمع می سازد. اتصال پیمانه های مدیریت منابع انسانی و مالی از طریق یک پایگاه داده تمایز اصلی ما بین سیستم برنامه ریزی منابع سازمان و اجداد جزیره ای آن می باشد. عملیات مربوط به منابع سازمانی تا حدود زیادی مدیریتی است و به شکل یکسان در بین سازمان های مختلف موجود می باشد. اما اغلب سازمان ها فرآیندهای جذب، ارزیابی و حقوق و دستمزد خاص خود را دارا می باشند. مدیریت کارآمد سرمایه های انسانی سازمان فرآیند پیچیده ای است که بر دوش مدیران منابع انسانی قرار دارد. پیمانه منابع انسانی باید انبوه اقلام داده ای مربوط به هر یک از کارکنان اعم از سوابق، اطلاعات فردی، تخصص ها، توانایی ها و تجارب را به ردیف های حقوقی ایشان نگاشت کند. سیستم مدیریت منابع سازمانی، با هدف کاهش حجم انبوه فرآیندهای دستی و مدیریتی، اتوماسیون را در این حوزه وارد می سازد. سیستم های مدیریت منابع انسانی معمولاً چهار قابلیت اصلی زیر را در اختیار سازمان قرار می دهند: 1) حقوق و دستمزد 2) مدیریت ساعات کار 3) مدیریت مزایا 4) مدیریت منابع انسانی پیمانه حقوق و دستمزد، اطلاعات مربوط به ساعات حضور و غیاب کارکنان را جمع آوری کرده و با محاسبه کسورات در مقاطع زمانی مشخص فیش های حقوقی صادر می نماید. این اطلاعات معمولاً از مبادی سیستم های منابع انسانی و حظور و غیاب دریافت می شوند. همچنین تراکنش های مالی مربوط به پرداخت حقوق به پیمانه دفترداری برای ثبت در دفاتر ارسال می شوند. پیمانه مدیریت ساعات کار با بکارگیری فن آوری و روشهای جدید، ثبت و ارزش یابی کارکرد کارکنان را بطور کارآمدی امکان پذیر می سازند. پیمانه های پیشرفته در این قابلیت هایی همچون انعطاف پذیری در روش های جمع آوری اطلاعات و تحلیل داده ها را نیز فراهم می کنند. این پیمانه نقش بسزایی در محاسبه هزینه های سازمانی بر عهده دارد. پیمانه مدیریت مزایا امکان مدیریت بهره گیری کارکنان از مزایای سازمانی همچون خدمات درمانی، بیمه، بازنشستگی، شراکت در سود و سهام سازمان را بر آورده می سازد. پیمانه مدیریت منابع انسانی سایر ابعاد منابع انسانی از تقاضای کار تا بازنشستگی را در بر می گیرد. نگهداری اطلاعات عمومی کارکنان، گزینش، آموزش، مدیریت مهارت ها و توانایی ها مثال هایی از فعالیت هایی هستند که در حوزه این پیمانه قرار می گیرند. سیستم های مدیریت منابع انسانی امروزی با بهره گیری از اینترنت، شبکه های درون سازمانی، ابزارهای ارتباطی جدید و موتورهای مدیریت گردش کار این پیمانه ها را به وب متصل ساخته و امکان کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری در سیستم های مدریت منابع انسانی را فراهم می آورند. با جایگزین ساختن خدمات خودیاری (self-service) بجای فرآیندهای مبتنی بر کاغذ، کارکنان، مدیران و متخصصین منابع انسانی همگی از مزایای حاصله بهره مند خواهند شد. برای مثال وظایف مدیریتی پرهزینه و وقتگیری همچون دریافت هزینه سفر، تغییر اطلاعات فردی، بهره گیری از مزایای سازمانی، ثبت نام در کلاس های آموزشی، تایید صلاحیت کارکنان برای دسترسی به اطلاعات می توانند توسط تنها یک فرد انجام شوند. کاهش زمان تراکنش های منابع انسانی از سوی دیگر باعث کاهش منابع مورد نیاز برای فعالیت های مدیریت انسانی و بکارگیری منابع آزاد شده در فعالیت های استراتژیک منابع انسانی خواهد شد. متدلوژی های پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان به طور کلی می توان که سه روش اصلی برای پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان وجود دارد. یکباره سازمان برای پیاده سازی سیستم یک طرح جامع ایجاد می کند. بدین ترتیب نصب و بکارگیری تمامی پیمانه های سیستم بطور همزمان در تمامی واحدهای سازمان آغاز می گردد. در صورتی که این روش به خوبی اجرا گردد می تواند هزینه های یکپارچه سازی را کاهش بخشد. این روش در مورد سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان اولیه بکار گرفته می شد، اما امروزه کمتر مورد استفاده قرار می گیرد. در این روش با سیستم برنامه ریزی منابع سازمان همانند یک سیستم اطلاعاتی بزرگ رفتار می شود. اما باید دانست که سیستم برنامه ریزی منابع سازمان بسیار فراتر از یک سیستم اطلاعاتی سنتی است. این سیستم تنها باعث اتوماسیون فرآیندهای سازمان نمی شود، بلکه بسیاری از فرآیندهای سازمان در این بین تغییر می کنند. پیمانه ای در این روش هر یک از پیمانه های سیستم برنامه ریزی منابع سازمان یک به یک پیاده سازی می گردند. بدین ترتیب در هر زمان تنها یکی از واحدهای سازمان درگیر پیاده سازی خواهند بود. این روش برای سازمان هایی که کمتر صاحب فرآیندهایی هستند که از مرزهای واحدهای سازمانی فراتر رفته و بیش از یک واحد سازمانی را درگیر می کنند مناسبتر است. ابتدا هر یک از پیمانه های سیستم برنامه ریزی منابع سازمان بطور جداگانه در واحدهای سازمانی پیاده سازی می شوند و یکپارچه سازی آنها در گام بعدی صورت می پذیرد. این امر سبب می شود که هر یک از واحدهای سازمانی پایگاه داده مختص به خود را دارا باشند. در عمل این روش بیش از سایر روش ها بکار گرفته شده است. پیاده سازی پیمانه ای ریسک نصب، تنظیم و بکارگیری سیستم برنامه ریزی منابع سازمان را با محدود ساختن حوزه پیاده سازی کاهش می دهد. فرآیندی در این روش پیاده سازی، بر روی تعدادی از فرآیندهای کلیدی که معدودی از واحدهای سازمانی را در بر می گیرند تمرکز صورت می گیرد. بدین ترتیب نسخه های اولیه سیستم برنامه ریزی منابع سازمان تنها از عملیات مربوط به فرآیند پوشش داده شده پشتیبانی می کنند. اما در نهایت مجموعه فرآیندها تمامی عملیات سازمانی را در بر خواهند گرفت. این روش معمولاً در مورد سازمان های کوچک تا متوسطی بکار گرفته می شود که فرآیندهای سازمانی آنها چندان پیچیده نیست. هزینه سیستم برنامه ریزی منابع سازمان هزینه کامل یک سیستم برنامه ریزی منابع سازمان شامل هزینه های مربوط به سخت افزار، نرم افزار، خدمات (نگهداری، به روز رسانی و بهینه سازی) و هزینه های داخلی سازمان می باشد. هزینه سخت افزار پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان نیازمند خریداری تجهیزات سخت افزاری جدید و تجهیزات شبکه می باشد. هزینه سخت افزار بسته به بستر مورد استفاده قرار گرفته برای پیاده سازی و وسعت سیستم تفاوت می کند. هزینه نرم افزار هزینه نرم افزار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان بسته به تعداد پیمانه های نرم افزاری پیاده سازی شده، پیچیدگی نرم افزار و عرضه کننده آن متفاوت است. معمولاً سیستم هایی که نیازمند یکپارچه سازی با منابع خارج از سازمان می باشند هزینه بیشتری در بر دارند. هزینه خدمات تنظیمات: هزینه اصلی در بین هزینه های مربوط به خدمات مربوط به هزینه خدمات می باشد. در مواردی هزینه تنظیمات می تواند به راحتی از هزینه نرم افزار نیز بیشتر باشد. یکپارچه سازی و تست: مزیت اصلی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی افزایش بهره وری حاصل از هماهنگی بین واحدهای سازمان است. یکارچه سازی پیمانه های مختلف سیستم و اتصال به سایر سیستم های موجود سبب می شوند که این یکپارچه سازی به سادگی محقق نگردد. بطوریکه، معیار اصلی در سنجش موفقیت پیاده سازی یک سیستم برنامه ریزی منابع سازمان، یکپارچه سازی پیمانه های سیستم می باشد. تبدیل داده ها: بخش عمده ای از داده های موجود در سیستم های اطلاعاتی موجود در سازمان باید تبدیل و آنگاه در پایگاه های اطلاعاتی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان نگهداری شوند. فرآیند تبدیل اطلاعات بسیار وقتگیر بوده و در بسیاری موارد با خطا همراه است.

آموزش: سیستم برنامه ریزی منابع سازمان فرآیندهای پیچییده سازمان را خودکار کرده و نحوه ارتباط کارکنان با یکدیگر را تغییر می دهد. به همین دلیل کارکنان باید برای فراگیری فرآیندهای جدید آموزش ببینند.

منبع:http://www.harkat.com

   + ferial zarrabi ; ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٢/۱۱
comment نظرات ()

سهم کشورها از 500 دانشگاه برتر دنیا

500 دانشگاه برتر جهان

در این لیست اسامی ۵۰۰ دانشگاه برتر دنیا قرار داره.امریکا بیشترین تعداد رو به خودش اختصاص داده اکثر کشورهای مطرح جهان حداقل یک دانشگاه در این لیست دارند و جای تاسف هست که ایران حتی یک جایگاه رو هم به خودش در این لیست اختصاص نداده!قابل توجه مسئولین به کدام دانشگاهتون افتخار میکنید؟تهران یا صنعتی شریف؟تحصیل کرده های ما بعد از خروج از کشوربرای ادامه تحصیل در یک دانشگاه معتبر جهانی باید دوباره شروع کنند ؟یا از تحصیلاتشان فقط برای زندگی در ایران استفاده کنند؟

 آمریکا، انگلیس و ژاپن در صدر

رئیس مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علم و فناوری با بررسی وضعیت دانشگاههای کشورهای مختلف جهان در رتبه بندی اخیر شانگهای تحلیل آماری ویژه ای در این زمینه ارائه کرد که بر اساس این تحلیل امریکا، انگلیس و ژاپن صاحب برترین دانشگاههای دنیا هستند.

 

٨/٣١ دانشگاههای برتر دنیا متعلق به کشور آمریکاست
دکتر جعفر مهراد در گفتگو با خبرنگار مهر، به تحلیل آماری رتبه بندی اخیر دانشگاهها توسط دانشگاه ژیائوتنگ شانگهای که به سیستم رتبه بندی شانگهای معروف است پرداخت و گفت: در این رتبه بندی از مجموع دانشگاههای ایالت متحده آمریکا 17 دانشگاه در بین 20 دانشگاه برتر، 54 دانشگاه در بین 100 دانشگاه برتر، 90 دانشگاه در بین 300 دانشگاه برتر، 139 دانشگاه در بین 400 دانشگاه برتر و 159 دانشگاه در بین 500 دانشگاه برتر قرار دارد و در کل 80/31 درصد دانشگاههای برتر بر اساس این سیستم رتبه بندی به ایالات متحده آمریکا تعلق دارد.
وی با اشاره به تحلیل وضعیت دانشگاههای کشور انگلستان در رتبه بندی اخیر شانگهای افزود: کشور انگلستان پس از ایالات متحده آمریکا مقام دوم دانشگاههای برتر جهان را به خود اختصاص داده است و در بین 20 دانشگاه برتر جهان نام 2 دانشگاه از کشور انگلستان مشاهده می شود.
رئیس مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری اضافه کرد: 11 دانشگاه برتر کشور انگلستان در بین 100 دانشگاه برتر، 22 دانشگاه در بین 200 دانشگاه برتر، 33 دانشگاه در بین 300 دانشگاه برتر، 38 دانشگاه در بین 400 دانشگاه برتر و 42 دانشگاه این کشور در بین 500 دانشگاه برتر جهان قرار دارند.


ژاپن سومین کشور دنیا در حوزه آموزش عالی
وی با بیان اینکه در بین کشورهای جهان دانشگاههای ژاپن در رتبه بندی شانگهای مقام سوم را از آن خود کرده اند، گفت: در بین 20 دانشگاه برتر دنیا تنها نام دانشگاه توکیو از ژاپن مشاهده می شود. 4 دانشگاه این کشور در بین 100 دانشگاه برتر، 9 دانشگاه در بین 200 دانشگاه برتر، 12 دانشگاه در بین 300 دانشگاه برتر و بالاخره در بین 400 و 500 دانشگاه برتر جهان به ترتیب 18 و 31 دانشگاه از ژاپن قرار دارند.
مهراد اظهار داشت: در بین سایر کشورهای جهان از هیچ کشوری دانشگاهی در بین 20 دانشگاه برتر جهان قرار ندارد و کشور آلمان مقام چهارم را در رتبه بندی شانگهای به خود اختصاص داده است. در این رتبه بندی 6 دانشگاه آلمان در بین 100 دانشگاه برتر، 14 دانشگاه در بین 200 دانشگاه برتر، 24 دانشگاه در بین 300 دانشگاه برتر قرار داشته و در بین 400 و 500 دانشگاه برتر جهان به ترتیب 35 و 45 دانشگاه از کشور آلمان حضور دارند.


آرژانتین و مکزیک صاحب برترین دانشگاههای کشورهای در حال توسعه
وی درباره حضور دانشگاههای کشورهایی همچون ایتالیا، بلژیک، چین، کره جنوبی، اسپانیا، اتریش، برزیل، سنگاپور، آرژانتین و مکزیک در میان 500 دانشگاه برتر دنیا گفت: هیچ دانشگاهی از این کشورها در بین 100 دانشگاه برتر جهان ثبت نشده اند و از مجموع کشورهای در حال توسعه آرژانتین و مکزیک توانسته اند هر کدام یک دانشگاه و در مجموع 4 دانشگاه خود را در دامنه های 200 تا 500 قرار دهند.
عضو اصلی رتبه بندی دانشگاههای جهان اسلام گفت: دانشگاههای برتر کشورهای زلاندنو، ایرلند، آفریقای جنوبی، یونان و چک نیز در دامنه ای بین 300 تا 500 قرار دارند و جمهوری چک نیز در بین 300، 400 و 500 دانشگاه برتر جهان در هر رده تنها دارای یک دانشگاه برتر است.
وی جایگاه دانشگاه ملی استرالیا، ملبورن و سیدنی را به ترتیب 59،73 و 97 اعلام کرد و افزود: از مجموع دانشگاههای رژیم اشغالگر قدس در بین 100 دانشگاه نخست، تنها نام دانشگاه هبرو به چشم می خورد که رتبه 65 را از آن خود کرده است.
مهراد با اشاره به وضعیت دانشگاههای کشورهایی همچون مجارستان، هندوستان و هلند در رتبه بندی اخیر شانگهای گفت: هر کدام ازاین کشورها دارای 2 دانشگاه برتر در دامنه های 200 تا 300 هستند.
وی افزود: کشورهای شیلی و پرتغال نیز هر کدام با 2 دانشگاه و اسلوونی و ترکیه با 2 دانشگاه در مرتبه های 500 قرار دارند. 

جدید ترین رتبه بندی دانشگاههای جهان اعلام شد که بر این اساس متاسفانه دانشگاههای ما حتی در سطح آسیا هم حرفی برای گفتن نداشتند. بر این اساس دانشگاه تهران در رتبه 1045 جهان و دوم خاور میانه قرار گرفت و این بهترین رتبه دانشگاههای ایرانیست!!

نمودار زیر نشان دهنده تععد دانشگاههای کشور های مختلف در 100 رتبه اول می باشد که درصد چشم گیر امریکا قابل توجه می باشد.




حال نگاهی به رنکینگ 30 دانشگاه برگزیده جهان می اندازیم که اکثرا امریکایی هستند
رتبه بندی جدید دانشگاههای امریکا (سال 2009)  
1 Harvard University
  • Cambridge, MA
  • Score 100
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $36,173 2007 Total enrollment: 19,257 Fall 2007 Acceptance rate: 9.2 %  
2 Princeton University
  • Princeton, NJ
  • Score 99
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $34,290 2007 Total enrollment: 7,334 Fall 2007 Acceptance rate: 9.7 %  
3 Yale University
  • New Haven, CT
  • Score 98
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $35,300 2007 Total enrollment: 11,454 Fall 2007 Acceptance rate: 9.9 %  
4 Massachusetts Institute of Technology
  • Cambridge, MA
  • Score 94
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $36,390 2007 Total enrollment: 10,220 Fall 2007 Acceptance rate: 12.5 %  
۵ Stanford University
  • Stanford, CA
  • Score 94
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $36,030 2007 Total enrollment: 19,782 Fall 2007 Acceptance rate: 10.3 %  
6 California Institute of Technology
  • Pasadena, CA
  • Score 93
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $34,437 2007 Total enrollment: 2,133 Fall 2007 Acceptance rate: 16.9 %  
٧ University of Pennsylvania
  • Philadelphia, PA
  • Score 93
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $37,526 2007 Total enrollment: 18,916 Fall 2007 Acceptance rate: 16.0 %  
8 Columbia University
  • New York, NY
  • Score 90
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $39,326 2007 Total enrollment: 22,655 Fall 2007 Acceptance rate: 10.6 %  
٩ Duke University
  • Durham, NC
  • Score 90
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $37,525 2007 Total enrollment: 13,598 Fall 2007 Acceptance rate: 23.0 %  
١٠ University of Chicago
  • Chicago, IL
  • Score 90
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $37,632 2007 Total enrollment: 12,336 Fall 2007 Acceptance rate: 34.7 %  
11 Dartmouth College
  • Hanover, NH
  • Score 89
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $36,915 2007 Total enrollment: 5,849 Fall 2007 Acceptance rate: 15.3 %  
12 Northwestern University
  • Evanston, IL
  • Score 87
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $37,125 2007 Total enrollment: 18,028 Fall 2007 Acceptance rate: 26.8 %  
١٣ Washington University in St. Louis
  • St. Louis, MO
  • Score 87
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $37,248 2007 Total enrollment: 13,382 Fall 2007 Acceptance rate: 17.3 %  
14 Cornell University
  • Ithaca, NY
  • Score 86
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $36,504 2007 Total enrollment: 19,800 Fall 2007 Acceptance rate: 21.4 %  
15 Johns Hopkins University
  • Baltimore, MD
  • Score 85
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $37,700 2007 Total enrollment: 19,737 Fall 2007 Acceptance rate: 24.3 %  
16 Brown University
  • Providence, RI
  • Score 84
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $37,718 2007 Total enrollment: 8,167 Fall 2007 Acceptance rate: 14.0 %  
17 Rice University
  • Houston, TX
  • Score 80
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $28,996 2007 Total enrollment: 5,243 Fall 2007 Acceptance rate: 25.1 %  
18 Emory University
  • Atlanta, GA
  • Score 79
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $36,336 2007 Total enrollment: 12,570 Fall 2007 Acceptance rate: 27.2 %  
١٩ University of Notre Dame
  • Notre Dame, IN
  • Score 79
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $36,847 2007 Total enrollment: 11,733 Fall 2007 Acceptance rate: 24.5 %  
٢٠ Vanderbilt University
  • Nashville, TN
  • Score 79
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $37,005 2007 Total enrollment: 11,847 Fall 2007 Acceptance rate: 32.8 %  
21 University of California--Berkeley
  • Berkeley, CA
  • Score 77
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 In-state: $8,932; Out-of-state: $29,540 2007 Total enrollment: 34,953 Fall 2007 Acceptance rate: 23.3 %  
22 Carnegie Mellon University
  • Pittsburgh, PA
  • Score 75
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $38,844 2007 Total enrollment: 10,493 Fall 2007 Acceptance rate: 28.0 %  
23 Georgetown University
  • Washington, DC
  • Score 74
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 Tuition and Fees: $38,122 2007 Total enrollment: 14,826 Fall 2007 Acceptance rate: 20.8 %  
University of Virginia
  • Charlottesville, VA
  • Score 74
  • Tier 1
Costs: 2008-2009 In-state: $9,300; Out-of-state: $29,600 2007 Total enrollment: 24,257 Fall 2007 Acceptance rate: 35.2 %  
25 University of California--Los Angeles
  • Los Angeles, CA
  • Score 73
  • Tier 1
Costs: 2007-2008 In-state: $7,034; Out-of-state: $26,102 2007 Total enrollment: 38,896 Fall 2007 Acceptance rate: 23.6 %  

 

 

در رده بندی ۱۰۰۰ دانشگاه اول دنیا و ۱۰۰ دانشگاه اول آسیا دانشگاهی از ایران قرار ندارد!

رتبه بندی دانشگاههای دنیا بر اساس وبومتری در سال جدید اعلام شد که این نتایج بازگو کننده برتری دانشگاههای آمریکا، کانادا و انگلیس نسبت به سایر دانشگاههای دنیاست. برترین دانشگاه ایران نیز دانشگاه تهران است که در رده دوم خاورمیانه و ۱۰۴۵ دنیا قرار گرفته است.برترین دانشگاه آسیایی نیز دانشگاهی از کشور ژاپن است که در رده ۶۱ قرار گرفته است. دانشگاه تهران برترین دانشگاه ایران در رده بندی جهانی در جایگاه ۱۰۴۵ قرار گرفته است. رده پیشین دانشگاه تهران در میان دانشگاههای دنیا ۱۴۶۳ بوده است. نکته قابل توجه این است که هیچ دانشگاهی از ایران در ۱۰۰ دانشگاه اول آسیا جایی ندارد. بر اساس رده بندی جدید وبومتریک از میان ۳۶ دانشگاه اول دنیا ۳۴ دانشگاه متعلق به کشور آمریکاست و تنها دو دانشگاه از کشورهای انگلیس و کانادا به چشم می خورد. دانشگاه آکسفورد در این رده بندی در مقام ۳۷ و دانشگاهی از کشور سوئیس در رده ۳۸ قرار دارد. دانشگاهی از آمریکا در رده ۳۹ و دانشگاهی از کانادا در جایگاه ۴۰ دانشگاه های دنیا قرار گرفته است. رشد دانشگاه کینگ فهد عربستان نیز بسیار قابل توجه است به گونه ای که این دانشگاه علاوه بر صعود خیره کننده در خاورمیانه و آسیا در دنیا نیز به رتبه ۶۳۷ دست یافته است.

 

 

 

   + ferial zarrabi ; ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۳/٥
comment نظرات ()

 

هنگامي كه اصطلاح "JIT"،JUST IN TIMEبراي اولين بار در فرهنگ مديريت استفاده شد، مي توانست معناي مختلفي براي افراد مختلف داشته باشد. سيستم توليدي JIT ازنظر اينكه درجهت كاهش ضايعات گام برمي دارد يك رويكرد مديريت عملياتي وازاين نظر كه يكي از اهداف آن بهبود كارايي و كيفيت است ، يك رويكرد مديريت تكنيكي به شمار مي رود. ازطرفي بعضي ها آن را به دليل اينكه سيستم توليدي JIT يك مفهوم توليد جامع است رويكرد استراتژيك ناميده اند. درعمل سيستم توليدي JIT قبل از آنكه رويكرد عملياتي ، تكنيكي و يا استراتژيك باشد يك راهكار براي تسهيل عمليات است .
هدف اصلي سيستم توليدي
JIT مي تواند حاوي يك سري اصول شناخته شده موردنياز براي موفقيتهاي عملياتي شركتهايي باشد كه داراي رقباي زيادي هستند. اين اصول از ژاپن شروع شد و بعدها در ايالات متحده درجهت مديريت موجوديها رشد پيداكرد. اين اصول بعدها در ساير جنبه هاي مديريت مثل مديريت توليد، مديريت كيفيت به كارگرفته شد. همان طور كه موفقيت سيستم JIT به عوامل داخلي سازمان بستگي داردبه مشاركت عوامل خارج از سازمان مثل فروشندگان و عرضه كنندگان مواد نيز نيازمنداست . در طول دهه 1980 تاكيد اساسي بيشتر بر روي منابع انساني سيستم JIT وهمچنين محيطي بود كه عوامل انساني در آن كار مي كنند. لذا در اين زمان JIT بر روي كاركرد خدماتي و اداري توسعه پيدا كرد.

رويكرد مديريت توليدي JIT
ازنظر رويكرد مديريت توليد سيستم توليدي JIT، اصطلاح "JUST IN TIME"معمولا به اين معني است كه خريد مواد خام و ساير قطعات توليد فقط در زمان مصرف اين مواد قطعات در فرايند توليد، از فروشندگان تحويل شوند. و ازطرفي توليد زماني انجام خواهدشد كه سفارش از مشتري گرفته شود به همين خاطر اين سيستم توليد رااصطلاحا سيستم كشش توليد "تقاضا" نيز ناميده اند، زيرا تا مشتري تقاضا نكند توليدي انجام نمي شود و لذا عكس سيستم توليدي سنتي است كه در آن مواد تاحد ممكن به فرايند توليد تزريق مي شود و فرايند نيز تاحد ممكن توليد مي كند.
رويكرد مديريت توليد سيستم
JIT داراي اصول متعددي است . اگر شركتي بخواهداين رويكرد را در فرايند توليد خود به كار اندازد بايستي تمام اين اصول را تا حد امكان پياده كند:
تهيه فهرست و جدول توليد روزانه ;
تهيه يك جدول توليدي كه از قابليت انعطاف برخوردار باشد;
به كارانداختن سيستم كشش توليد "تقاضا" و حذف ضايعات ;
بهبود و توسعه ميزان انعطاف تغييرات انواع محصولات ;
بهبود و توسعه ارتباطات فكري كاركنان توليد;
كاهش هزينه هاي راه اندازي توليدي ;
دادن اختيارات به كارگران توليد، درجهت تعيين جريان توليد;
تهيه جدولي براي مواقعي كه توليد در كمتر از ظرفيت كامل است ;
افزايش استانداردهاي پردازش و توليد محصول ;
شناسايي مداوم و اصلاح همه مشكلات مديريتي توليد.


رويكرد مديريت موجودي هاي JIT
مديريت موجودي ها در سيستم JIT براين اساس استوار گرديده است كه ميزان موجودي ها اعم از مواد، كار در جريان ساخت و كالاي ساخته شده تاحد ممكن در سطح بسيار پايين "حتي درحد صفر" نگه داشته شود. مواد فقط زماني كه به آن نياز است ازفروشندگان مواد دريافت شود. ميزان اقدام به توليد به نحوي انتخاب شود كه ازبه وجودآمدن كار در جريان ساخت جلوگيري كنند "كه بستگي به سرعت توليد دارد كه درقسمت بعدي توضيح داده مي شود" و نهايتا اگر توليد براساس تقاضاي مشتريان باشد"مديريت توليد" هرگز موجودي كالاي ساخته شده نخواهيم داشت .
فلسفه مديريت موجودي ها: در سيستم توليدي
JIT بر اين اساس بوده كه در توليد يك محصول يكسري فعاليتهايي وجود دارد كه هيچ گونه ارزشي به محصول توليدشده نمي دهند بلكه فقط هزينه هاي آن را بالا مي برند و ازطرفي بعضي فعاليتها هستند كه ازابتدا تا انتها درجهت افزايش ارزش محصول هستند، فعاليتهاي غيرارزشي مثل هزينه هاي انبارداري ، هزينه هاي راه اندازي دستگاهها و ماشين آلات ، فعاليتهاي مربوط به بازرسي مواد و كنترل كيفيت محصول ، زماني كه كارگران و ماشين آلات بيكار هستند و فعاليتهاي ارزشي همان فعاليتهايي است كه مستقيما بر روي محصول و درجهت پردازش و تكميل آن انجام مي شود. اين فعاليتها اگر انجام نشود محصول نيز به وجود نخواهد آمددرصورتي كه درخصوص فعاليتهاي نوع اول "غيرارزشي " وجود يا حذف آن اثري بربه وجود آمدن يا نيامدن محصول ندارد.
حال باتوجه به اين توضيحات ، مديريت موجودي ها قصد دارد با حذف موجودي ها،هزينه هاي بالاي انبارداري را به كلي حذف كند و اين خود ميسر مي شود زماني كه اصول زير در مديريت موجودي ها رعايت شود:
تمركز بر روي موجودي صفر;
يافتن عرضه كنندگان قابل اطمينان ;
كاهش در حجم سفارش مواد و افزايش تكرار سفارش مواد;
بهبود راههاي به كارگيري موجودي ها;
كاهش زمان تحويل سفارش مواد;
قابليت انعطاف سفارشات مواد.
همان طور كه پيداست حائزاهميت است كه با فروشندگان مورداعتماد براي رسيدن به كيفيت بالا "مديريت كيفيت " و تحويل به موقع مواد و به مقدار مورد درخواست ما،ارتباط برقرار كنيم .

   + ferial zarrabi ; ٥:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۳/۱٤
comment نظرات ()

 

منابع انساني و سير تحول ان به سوي جهاني شدن در ايران:

 

چكيده:

مديريت منابع انساني، يكي از شاخه هاي مديريتي است كه در سالهاي اخير مورد توجه بسيار قرار گرفته است. در گذشته نيازي به وجود سازمان يا واحد جداگانه اي تحت عنوان منابع انساني حس نمي شد وسازمانها به نوعي مديريت در جهت همسو كردن اهداف و ارزوهاي كاركنان با اهداف سازمان و همينطوردر بخش جذب نيروي انساني مناسب با نيازهاي سازمان و تشخيص تواناييهاي نيروي انساني جذب شده و به كار گيري ان در جهت افزايش كارايي و ارتقاء بهروري سازماني نياز به بخشي جداگانه تحت عنوان مديريت منابع انساني به وجود امد.

مقدمه
بابررسي و تحليل مديريت منابع انساني واهميت ويژگيهاي آن در حيطه عملكرد سازمانهــــا مي توان دريافت كه برخورداري از دانايي و اطلاعات روزآمد براي ادامه حيات سازمانها به يك ضرورت انكارناپذير تبديل شده است. به خصوص اگر روند تغيير و تحولات اقتصادي در جامعه به دقت مورد ارزيابي واقع شود. اين نتيجه هم حاصل مي شود كه جامعه فراصنعتي امروز جامعه اي اطلاعاتي است كه در آن به تدريج فناوريهاي نيروافزا جاي خود را به فناوريهاي دانش افزا مي دهند. (احمدپور دارياني، 1381) و در محيط پويا و پيچيده امروزي براي سازمانها ضروري است كه به طور مداوم از سيستمهاي مديريتي كارا در جهت اعتباربخشي و كاربرد در محصولات و خدمات خود به كار گيرند. بنابراين، مديريت سازمانها بايد با تكيه بر دانايي برتر اتخاذ تصميمات معقول تر در موضوعهاي مهم و بهبود عملكردهاي مبتني بر دانايي را پيدا كنند.

اصول مديريت منابع انساني:

براي بسياري از سازمانها وبنگاه ها منابع انساني دارايي ارزشمند محسوب ميشود اگر چه صحت اين امر محرز است اما جهت دهي به فعاليتهاي اين نيروهاي ارزشمند در راستاي استراتژيهاي اصلي سازماني  و توسعه منابع انساني بدون مديريت حرفه اي تحقق نخواهد يافت؛ واحدهاي توسعه منابع انساني بايد نقش معماري را در توسعه ايفا كنند؛ داشتن گواهينـامه هاي حرفــه اي، كدهاي اخــلاقي، برنامـه ها و دوره هاي منظم آموزشي و مدل شايستگي از جمله ويژگيهاي حرفه اي شدن مديريت منابع انساني است؛ و بالاخره پژوهشها نشان مي دهد كه يك رابطه قوي بين سرمايه گذاري در حوزه منابع انساني و افزايش ارزش سهام شركتها وجود دارد.حال انچه كه اكنون اهميت پيدا ميكند حركت به سوي حرفه اي شدن است  طراحي استراتژيك روابط سازمان با كاركنان، و طراحي استراتژيك ارتباطات داخلي در سازمان نكته قابل توجهي در اين امر است،  براين اساس چقدر از اطلاعات و سياستهاي سازمان را و با چه ابزاري در سازمان بايد توزيع كرد. كاركنان را چقدر بايد در جريان اخبار و اطلاعات خوب يا بد شركت و سازمان قرار داد. همچنين در اين سطح، طراحي استراتژي آموزش و مديريت برنامه هاي تغيير فرهنگي انجام مي شود.
ملاحظه مي كنيد سطح فعاليتها و نقشها و وظايفي كه در حوزه منابع انساني انجام مي شود خيلي متفاوت و دامنه فعاليتها خيلي وسيع است. در يك سرطيف فعاليتهاي روزمره عملياتي ساده پرداخته مي شود و در سر ديگر طيف فعاليتهايي قرار دارد كه آينده و سرنوشت سازمان به آنها گره مي خوردديريت ميباشد.

نتيجه:

 درجهاني كه رقابتها دم افزون است ، سازمانهادريافته اند كه فرهنگ سازمان بيش از هر عامل ديگر مي تواند در كاميابي يا ناكامي آنها دخيل باشد. تحول فرهنگي در سازمانهايي كه با اسلوب مديريت سنتي بار آمده اند"، مستلزم عوض شدن الگوي فكري و جهان بيني مديريت است . دوعامل اصلي در اهتمام به مسئله تغيير، يكي قبول وجود هدفهاي متعاليتر، و ديگر، حس تعلق افرادبه نظامهاي بزرگتراست . فرايند تغيير دو بعد مهم دارد: پهنا و ژرفا كه هر دو در متحول ساختن شان و منزلت انسان اثر حياتي دارند. بعد پهنا يادربرگيرنده اشخاص كليدي و برجسته است ياتمامي سازمان را دربرمي گيرد. بعد ژرفا متضمن نقشها، مسئوليتها، ارزشيابيها، انگيزه ها، ساختار،فناوري ، مهارتها و دانش است . هر سازماني كه بخواهد دست به تحول ريشه اي بزند بايد ژرفا وپهناي متناسب با آن تغيير را مشخص كند.

منابع:

1-tadbir magazine

 

 

 

2-MOHANTY, RP.P., "FACTORS AFFECTING PRODUCTIVITY, PERCEPTION OF INDIA MANAGER", INDUSTRIAL MANAGEMENT & DATA SYSTEMS

 

 

   + ferial zarrabi ; ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٢/٢
comment نظرات ()

 

 تاسيس واحد صنعتي راهنماي درخواست مجوز

مرحله اول    

بررسي و مطالعه و ارزيابي فعاليت صنعتي مورد نظر توسط سرمايه‏گذار به منظور انتخاب نوع فعاليت صنعتي و محل اجراي آن.

مرحله دوم    

مراجعه به اداره كل صنايع استان مورد نظر براي دريافت پرسشنامه ،‌ به استثناي توليد انواع خودرو (شامل سواري ، وانت ، ميني‏بوس و اتوبوس ،  كاميون ، دوچرخه و موتورسيكلت و ماشين‏آلات راه‏سازي) كه متقاضي مي‏تواند پرسشنامه را از اداره كل صنايع استان دريافت دارد ولي براي بررسي و صدور مجوز ، متقاضي بايد به اداره كل نظارت بر اجراي طرحهاي صنعتي مراجعه كند.

مرحله سوم    

تكميل پرسشنامه توسط متقاضي و ارائه آن به اداره كل صنايع استان و در موارد خاص به اداره كل نظارت بر اجراي طرحها

مرحله چهارم    

بررسي پرسشنامه توسط اداره كل صنايع استان ذيربط و در موارد استثنا توسط اداره كل نظارت بر اجراي طرحها

مرحله پنجم   

برآورد هزينه صدور جواز تأسيس و اعلام آن به متقاضي براي واريز به حساب شماره 310 خزانه به ميزان نيم در هزار سرمايه ثابت تا سقف مبلغ يك ميليون ريال

مرحله ششم  

صدور جواز تأسيس از طرف اداره كل صنايع استان و يا اداره كل نظارت بر اجراي طرحها

 محل مراجعه   

استانها: ادارات كل صنايع استان

تهران: ‌اداره كل نظارت بر اجراي طرحها (در موارد خاص) واقع در خيابان استاد نجات‏اللهي ، چهارراه شهيد كلانتري ، تلفن 81061

 محل مراجعه براي طرح اعتراض يا شكايت  

استانها : مدير كل صنايع استان ذيربط

 تهران  

مرحله اول: اداره كل نظارت بر اجراي طرحها  

مرحله دوم : معاون توسعه صنعتي  

مرحله سوم : مدير كل دفتر ارزشيابي ، بازرسي و روابط كار

تذکر 

كليه مديران وزارت صنايع حداقل هفته اي 4 ساعت ملاقات عمومي دارند كه با گرفتن وقت قبلي با تماس تلفني ميتوان به آنان مراجعه كرد و درباره اين مورد و نيز ساير موارد مذكور در اين راهنما به مشاوره و گفت و گو پرداخت.  

   + ferial zarrabi ; ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱/٢٤
comment نظرات ()

 

     چرا اقتصاد ما موفق نیست؟ 
        

                                              

مشکلات اقتصادى مبتلا به جامعه که از معضلات معیشتى اقشار کم درآمد تا محرومیت هاى دهک هاى میانى درآمدى از داشتن مسکن، ناکامى هاى بخش خصوصى تولیدى و نابرابرى هاى اقتصادى را در بر مى گیرد، چنان عینیت یافته که موفقیت دولت را در حل آن- با تمام تلاش و اهتمامى که در بسامان کردن این نابسامانى ها متحمل مى شود

- تردید آمیزساخته است، به ویژه آنکه تقریبا پنج سال از مجموع دو دوره تصدى دولت اصلاحات سپرى شده و بسیارى از مطالبات روبه افزایش جامعه معوق مانده است، على الخصوص عدم تحقق مطالبات اقشار جوان جویاى کار کشور به یک بحران جدى تبدیل شده و مى رود تا به مرحله انفجار برسد.
در این میان، تازه ترین اطلاعات منتشره از سوى مرکز آمار ایران حاکى است که جمعیت سنین 15 تا 19 سال کشور درسال 1380 بالغ بر 9 میلیون نفر بوده است که این امر بیانگر آنست که ورودى به بازار کار در سه یا چهار سال آینده، با برآوردسالانه برنامه سوم توسعه به نحو غیرقابل توجیهى منطبق نیست و با حضور تعداد متجاوز از 3 میلیون بیکار در صحنه،چشم انداز آینده بسیار تاریک است. مسلما چنانچه مبانى اطلاعاتى تنظیم و تدوین برنامه سوم توسعه اقتصادى و اجتماعى،دقیقتر و واقعى تر انتخاب مى شد، نتایجى بهتر از این مى داشت.
با این وصف، نمى توان دستاوردهاى دولت اصلاحات را در تغییر و اصلاح قوانینى که بسترساز توسعه اقتصادى هستند،نادیده انگاشت، قوانینى مانند اصلاح قانون مالیات هاى مستقیم، تجمیع عوارض، جذب و تشویق سرمایه گذارى هاى خارجى،ایجاد صندوق ذخیره ارزى، خصوصى سازى، یکسان سازى نرخ ارز و ... رویهمرفته راهکارهایى براى دستیابى به توسعه اقتصادى تلقى مى شوند که به رغم هسته هاى مخالف و مقاوم درون حاکمیت، تا حدودى تحقق یافته اند و در دفتر عملکرد دولت برگ قابل دفاعى را رقم زده است.
مردمسالارى فقط مختص نظام سیاسى نیست، بلکه حوزه هاى اقتصادى و اجتماعى را هم دربر مى گیرد.
اما سوال اساسى اینست که چرا با اینهمه اقدامات انجام شده، هنوز با معضلات اساسى و مهمى چون معیشت، مسکن وبهداشت بسیارى از اقشار مردم روبرو هستیم؟ و به راستى چرا با بسیارى از کشورهاى توسعه یافته - و حتى درحال رشد -فاصله داریم؟ چرا مبانى اطلاعاتى ما ضعیف و عمدتا آلوده به اشتباهات فاحشى است که تصمیم سازى ها را ناکارآمد وتوجیه ناپذیر و غالبا منتج به اتلاف منابع مى سازد؟ به راستى مشکل اساسى و اصلى در کجاست؟ بدون تردید، پاسخ به این پرسش
ها به موارد زیر معطوف است:

- ناتوانى در بهره بردارى بهینه از منابع تولید: وفور منابع طبیعى و نیروى انسانى، دو عامل مهم توسعه اقتصادى قلمدادمى شوند، ولى در کشور ما متاسفانه به عوامل ضد توسعه بدل شده اند. سال هاست که نفت به عنوان تنها منبع اصلى درآمدهاى ارزى، ما را به یک کشور مصرفى تبدیل ساخته و از بیش از 400 میلیارد دلار درآمد نفتى پس از انقلاب، فقطنزدیک به 80 میلیارد دلار به مصرف سرمایه گذارى رسیده و بقیه مصروف امور مصرفى و هزینه هاى جارى دولت شده است.و اما نیروى کار نیز به یک عامل تهدید اقتصادى مبدل گشته، زیرا جمعیت فزاینده بیکاران، بسیار فراتر از جاذبه هاى بالفعل اشتغال کشور است. ناتوانى در به فعل درآوردن امکانات بالقوه کشور، بسیارى از ظرفیت هاى آشکار و نهان اقتصادى را بلااستفاده ساخته و روند توسعه را به شدت کند کرده است.

- نابهینه گى در توزیع منابع سرمایه گذارى: هدایت سرمایه گذارى ها در اقتصاد دولتى، در سال هاى اخیر به شیوه اى بوده که بخش هاى مختلف کشاورزى، صنعت و خدمات به ترتیب به میزان 25 8/3 و 67 درصد از حجم سرمایه گذارى داخلى سهم برده اند. بى تردید، این نحوه توزیع سرمایه که حاصل عملکرد نهادهاى اقتصادى، اجتماعى و سیاسى بوده، منشا ظهوربسیارى از معضلات فعلى اقتصادى و اجتماعى کشور است.
بى دلیل نیست که کشور ما به وارد کننده عمده کالاهاى اساسى کشاورزى مثل گندم، شکر ، برنج و جو و ... تبدیل شده وتوان بهره گیرى بیش از 13 اراضى قابل کشت و مستعد خود را ندارد و یا در بخش صنعت قادر به پاسخگویى به بسیارى ازنیازهاى کشور نیست. گفتنى است که سهم بخش صنعت در تولید ملى در پایان قرن بیستم فقط حدود 20 درصد بوده است که با متوسط این شاخص در جهان حدود 12 درصد فاصله دارد. با این حال، این شاخص وقتى مفهوم مى یابد که شیوه توزیع سرمایه گذارى را در بخش هاى صنعتى مرور کنیم و دریابیم که سرمایه گذارى هاى صنعتى بیشتر در بخش هاى دولتى، به ویژه صنایع خودروسازى که از بیشترین حمایت هاى انحصارگونه دولتى برخوردارند، صورت پذیرفته و بخش هاى صنعتى خصوصى سهم اندکى را به خود اختصاص داده اند، به نحویکه هم اکنون گردش مالى صنایع خودروسازى معادل 2/5 تریلیون تومان است و در دومین رتبه در گردش ارزى پس از نفت قرار گرفته است. و بد نیست بدانیم که اخیرا به منظور ادغام بخش هایى از دو شرکت دولتى ایران خودرو و سایپا، براى تولید نوعى اتومبیل جدید، قرار است که 1/5 میلیارد دلارسرمایه گذارى ارزى و ریالى صورت گیرد که بخش اعظم آن هم از صندوق ذخیره ارزى تامین مى شود.

- عدم رعایت اصل مزیت نسبى تولید: سرمایه گذارى هاى عظیم در صنایع خودروسازى، در حالى اتفاق مى افتد که بخش اعظم صنایع خصوصى به سبب فقدان تنخواه گردان، به حداقل ظرفیت تولیدى بسنده کرده اند و یا تعطیل شده اند. و ازآنجاییکه هدف صنایع خودروسازى، در سایه حمایت هاى انحصارى دولتى، همانا تسخیر بازارهاى داخلى است، لذا هیچگاه به شناخت واقعى مزیت هاى نسبى این صنعت در سطح اقتصاد جهانى توجه نشده، زیرا فقط در وجود رقابت جهانى است که مزیت نسبى تولیدات مشخص مى شود. متاسفانه، اقتصاد دولتى به بهانه حمایت هاى استراتژیک، با نادیده گرفتن اصل مزیت نسبى تولید، به تقویت بخش هایى از اقتصاد کشور مبادرت مى ورزد که نتیجه آن، اختلال در تخصیص صحیح منابع وتوزیع امکانات بین بخش هاى مختلف اقتصادى است، و این بزرگترین ضعف اقتصاد دولتى است که شکلى از اقتصاد رابه مردم دیکته مى کند و حق انتخاب آزاد را از جامعه سلب مى نماید.

- عدم شفافیت ماهیت نظام اقتصادى و معضلات نظام بانکى: نظام اقتصادى باید آزادانه و براساس فعل و انفعالات طبیعى و مراودات پولى- مالى و کالایى افراد در قالب بخش هاى مختلف تولیدى، کشاورزى و خدماتى براساس نیاز جامعه شکل گیرد، و خودبخود قوانین خاص خود را حاکم سازد. علم اقتصاد در حقیقت، شناخت این قوانین و شفاف سازى آنهاست، تا درجهت بهینه کردن اقتصاد - یعنى کسب بالاترین بازده و کارایى از بکارگیرى مجموع عوامل تولید در حداقل زمان و کمترین هزینه - از آن سود جویند.
بدیهى است که هدف از بهینه کردن اقتصاد کلان، حصول رفاه اقتصادى جامعه است که عامل مهم تاثیرگذار بر رفاه اجتماعى و سیاسى است، اما تاکنون هیچ مدل اقتصادى دولتى را در جهان نمى توان مثال آورد که در تامین این هدف مهم واساسى موفق بوده باشد و به همین دلیل، عمرشان زودتر از آنچه تصور مى رفت، به سر آمده است.
اقتصاد دولتى ایران پس از انقلاب، با اتکاى به مبناى ایدئولوژیک و حفظ و حراست ارزش هاى اسلامى شکل گرفت و ازآن به عنوان اقتصاد اسلامى نامبرده شد که قطعا باید بر مبنا و چارچوب قوانین فقهى و مدنى اسلامى که حاکم بر روابطاقتصادى افراد و مراودات مالى آنان است، عمل شود. به طور مثال، بهره بانکى، که به عنوان عامل کنترل کننده بازار پول ویکى از مهمترین ابزارهاى سیاست پولى در سیستم هاى اقتصادى دنیا از اهمیت ویژه اى برخوردار است، به عنوان ربا در زمره محرمات قرار گرفت و به همین دلیل، مقررات و قوانین عملیات بانکى بدون ربا در سال 1362 به نحوى تدوین شد که به نوعى مفهوم ربوى سود سپرده ها و تسهیلات بانکى را تغییر دهد، لذا بانک به عنوان وکیل سپرده گذاران تعریف شد تا درسود حاصل از عملیات تجارى و بانکى با موکل خود، یعنى سپرده گذار مشارکت نماید، ولى این معنا تاکنون محقق نشده وبه جز بانک مسکن که یکى دو بار، مابه التفاوت سود پرداختى به سپرده گذاران را از محل مازاد سود اعلام شده بانک پرداخت کرده است، سایر بانک ها به جز پرداخت سود على الحساب، موکلان خود را در جریان کم و کیف سود واقعى خویش قرارنداده اند.
همینطور اوراق قرضه که یکى از مطرح ترین ابزارهاى مالى در تامین منابع مالى است نیز به اوراق مشارکت تبدیل شد تاشرعا توجیه پذیر باشد، اما فروش اوراق قرضه به خارج از کشور که از اوایل پاییز سال جارى به میزان پانصد میلیون یورو بابهره 75/8 درصد به فروش رسید و سپس تا 625 میلیون یورو افزایش یافت و عرضه مقادیرى دیگر طى ماه هاى گذشته،توسط بانک مرکزى که قرار است جهت تامین 2 میلیارد دلار موضوع تبصره 21 بند "م" قانون بودجه 81 مصرف شود، از نظراسلامى چه توجیهى خواهد داشت، به عهده مراجع محترم و صاحبنظران اسلامى است.
اما قدر مسلم آنست که قانون باید از عرف و رویه هاى عملى و جارى و عقاید عمومى جامعه تبعیت کند تا مورد پذیرش افراد جامعه قرار گیرد، والا واکنش منفى مردم را درپى خواهد داشت، به ویژه آندسته از قوانینى که به نحوى از انحا در ارتباط با حقوق و روابط بین الملل قرار مى گیرند، باید صریح و موافق اصول حقوقى و عرف بین المللى و فارغ از جنبه هاى ابهامى وایهامى باشند تا برقرارى روابط را سهلتر و قانونمند سازند.
تعارض قانون عملیات بانکى بدون ربا، با کاربرد بهره بانکى در عرف بانکدارى بین المللى، لاجرم مشکلاتى را بوجودآورده که بدون تردید، رافع آن طرف هاى تجارى بین المللى نخواهند بود، بلکه این ما هستیم که اگر طالب ورود به بازارهاى جهانى هستیم، باید در مقابل مقررات و قوانین بین المللى تمکین کنیم.
نرخ بهره هاى بانکى در اقتصاد آزاد در کشورهاى توسعه یافته، در درجه نخست معلول فعل و انفعالات طبیعى و درونى سیستم اقتصاد پولى کشور و در درجه بعد، ناشى از اعمال کنترل هایى است که بانک هاى مرکزى این کشورها، برحسب وظیفه قانونى خود، در جهت دستیابى به حفظ تعادل و توازن پولى و اقتصادى و حفظ منافع اقتصاد ملى بعمل مى آورند، و ازآنجاییکه منافع اقتصاد ملى یک منفعت جمعى است، لذا با روح ربا که فقط منفعت رباخوار در آن مستتر است، مغایر مى باشد.از این رو، ارایه تعریف جدیدى از بهره هاى بانکى و سود سپرده ها یک ضرورت مسلم است، خاصه آنکه شیوه مرسوم ومتداول معاملات ربوى در بازار آزاد کشور ما در حاکمیت نرخ هاى بهره بعضا تا چهار برابر نرخ هاى رسمى، در کشورهاى پیشرفته، به ویژه کشورهاى غربى که اصطلاحا به آن USURY اطلاق مى شود نیز ممنوع بوده و مرتکب، مشمول جریمه ومجازات خواهد شد.

- عدم سازگارى نظام اقتصاد دولتى با مفهوم آزادى انتخاب: نظام اقتصادى ما پس از پیروزى انقلاب، در جهت اسلامى کردن اقتصاد حرکت کرده و به منظور تحقق این معنا و حفظ ارزش هاى والاى اسلامى و انقلاب، تولى گرى اقتصاد کشور رامطابق اصل 44 قانون اساسى برعهده دولت قرار داده است، لذا در جمهورى اسلامى ایران قاعدتا اقتصاد دولتى باید اقتصاداسلامى را تداعى کند، اما تا چه حد اتصال پسوند اسلامى به اقتصاد که یکى از پیچیده ترین و مهمترین علوم جهان امروزاست، مى تواند آنرا توجیه کند و یا عباراتى مانند اقتصاد زرتشتى، اقتصاد مسیحى و ... برداشت ها و مفاهیم متفاوتى از علم اقتصاد را به ذهن متبادر سازد، مقوله اى است که ورود به آن در حوزه این مقال نمى گنجد، ولى روشن است که علم اقتصاد نیزمانند سایر علوم اجتماعى و طبیعى داراى تعریف و حوزه عملى مشخص است.
علم اقتصاد، شناخت روابط پایدار بین واقعیات و قوانینى است که ناظر بر امور و ارتباطات اقتصادى افراد، جوامع وکشورهاست. این شناخت از طریق روش علمى مبتنى بر مطالعات تجربى و مشاهدات عینى حاصل مى شود.
همانطور که عملکرد قوانین علوم طبیعى در شرایط مشخص و مشابه قابل تعمیم هستند، قوانین علم اقتصاد نیز درشرایط مشابه یکسان عمل مى کنند. فى المثل، اگر کلیه عوامل تولید را ثابت فرض کرده و فقط عامل کار را متغیر بدانیم، باافزایش تدریجى نیروى کار، بازده افزایش مى یابد، اما بالاخره در نقطه اى از فرایند تولید بازده نهایى عامل کار نزولى خواهد شد. این فعل و انفعال مبتنى بر یک اصل علمى اقتصادى است و اعتقادات و ایدئولوژى را در آن راهى نیست.
اما از آنجاییکه انسان آزاد و عنصر آزادى در شریعت اسلامى از جایگاه ویژه اى برخوردار است، لذا آزادسازى اقتصاد و حق انتخاب آزاد مصرف کننده، بلا تردید با روح شرع انور سازگارى بیشترى دارد، مضاف آنکه مردمسالارى فقط مختص نظام سیاسى نیست، بلکه حوزه هاى اقتصادى و اجتماعى را هم در بر مى گیرد. از این رو، غیردولتى کردن اقتصاد ایران و به بیان دیگر، آزاد سازى اقتصادى راه برون رفت از معضلاتى تشخیص داده شده که از حاکمیت اقتصاد دولتى به ظهور رسیده است.این فرایند از زمان اعمال سیاست هاى تعدیل اقتصادى شروع شده و تاکنون به شیوه هاى مختلفى ادامه داشته است، ولى متاسفانه به سبب ناهموارى هاى اجرایى ناشى از دوگانگى قدرت سیاسى، تاکنون پا نگرفته است. چه باید کرد؟

- آزاد سازى اقتصادى راه برون رفت از معضلات اقتصادى: از آنجاییکه تاکنون مدل مشخصى از اقتصاد اسلامى براى اداره امور اقتصادى کشور پس از انقلاب تدوین نشده، لذا سیطره نفوذ و استیلاى دولت بر اقتصاد بدون تبعیت از مدلى خاص وصرفا برحسب نیازهاى عمدتا سیاسى افزون شده، به حدى که در حدود 90 درصد از اقتصاد تحت تصدى دولت درآمده است.
نتیجه عملکرد اقتصادى دولت ها در طول دودهه پیشین هم سبب شده است که مشکلات و معضلات اقتصادى - و به تبع آن، اجتماعى - به حدى فزونى یابد که لزوم تعدیل اقتصاد دولتى و تقویت بخش خصوصى به شدت احساس گردد. وجالب آنکه، همان مدیرانى که سنگ دولتى شدن اقتصاد را به سینه مى زدند، اینک طرفدار تعدیل اقتصاد دولتى شده اند وخصوصى سازى و آزادسازى اقتصادى را تجویز مى کنند، که بدون تردید، عقلانیت نظرى در چنین چرخشى از نگرش، محلى از اعراب نداشته و صرفا یک احساس نیاز به دلیل به بن بست رسیدن راهکارهاى اقتصاد دولتى در رفع موانع و مشکلات روبه رشد اقتصادى آنان را متوجه اقتصاد آزاد نموده و برنامه سوم توسعه اقتصادى هم همین اهداف را تعقیب مى کند.

- فرایند خصوصى سازى: خصوصى سازى، به مفهوم تحدید تصدى گرى هاى اجتماعى و اقتصادى و در حقیقت، کوچکترکردن اندام دولت است، که از طریق واگذارى شرکت هاى دولتى به بخش خصوصى و از سوى دیگر، تقویت و توسعه بخش خصوصى صورت مى گیرد و آزادسازى اقتصادى نیز درواقع، رقابتى کردن اقتصاد است، بدین معنا که هیچ محدودیتى در ورودو خروج به بازارهاى رقابتى براى هیچ شخصیت حقیقى یا حقوقى متصور نباشد. به بیانى دیگر، قیمت راساز و کار بازار و مکانیسم عرضه و تقاضا تعیین مى کند و دولت هیچگونه کنترلى بر آن ندارد و جامعه هم از حق انتخاب آزادبرخوردار است.
باتوجه به مفاهیم آزادسازى و خصوصى سازى، مى توان نتیجه گرفت که آزادسازى اقتصادى بستر مناسبى را جهت خصوصى سازى مهیا مى کند، زیرا واگذارى بخشى از اقتصاد دولتى به بخش خصوصى، زمانى کارساز و مفید است که آفتاب انحصار دولتى غروب کرده باشد و سایه اى هم برجاى نمانده باشد. اما متاسفانه به رغم اصلاحاتى که بنا بر پیشنهاد دولت درحوزه قانون گذارى در جهت آزادسازى اقتصادى صورت گرفته، با وجود این، نتایج ملموسى در اجرا حاصل نشده است و دولت همچنان کنترل فایقه و قاهره خود را بر قیمت ها اعمال مى کند و عملا پدیده رقابت مجالى براى بروز و ظهور نمى یابد تاقیمت ها از طریق مکانیسم واقعى بازار تعیین شود.

- غیردولتى کردن اقتصاد: تعیین قیمت دستورى خودرو و ارز، نمونه هاى بارز این حکایت است که از وجود اراده اى قوى درحفظ اقتصاد دولتى خبر مى دهد. بدین ترتیب، مساعى مصروفه درخصوصى سازى هم چندان کمکى به تغییر وضع موجودنخواهد کرد، زیرا ضمن آنکه بخش کثیرى از مدیران اجرایى، به رغم تمایل ظاهرى به خصوصى سازى، از اجراى آن، به دلیل حفظ موقعیت و مقام خود طفره مى روند، حاکمیت انحصار دولتى نیز اجازه پا گرفتن رقابت را نمى دهد، لذا آزادسازى اقتصادى به عنوان زمینه ساز خصوصى سازى، مقدم بر این فرایند است، ضمن آنکه هر دو یک هدف را دنبال مى کنند، و آن هم غیردولتى کردن اقتصاد است.

- لزوم اصلاح ساختارها: غیردولتى کردن اقتصاد، منوط به اصلاح نهادها و ساختارهاست. اینکه چرا اقتصاد غیردولتى درکشورهاى غربى بسیار موفق عمل کرده، به دلیل آنست که نهادهاى مدنى و نظام حقوقى آنان شرایط گسترش اقتصادغیردولتى را فراهم ساخته است و این چیزى است که ما فاقد آن هستیم، یعنى نظام حقوقى ما به شیوه اى است که هنوزحدود مالکیت و حوزه عمل بخش خصوصى در آن شفاف نیست، هنوز بسیارى از سرمایه داران به دلیل فقدان نظام حقوقى که امنیت سرمایه را تامین نماید، از آشکار ساختن سرمایه هاى خود بیمنا کند و این در حالیست که در کشورهاى غربى،سرمایه داران به لحاظ میزان ثروت و مکنت رده بندى مى شوند و افتخارشان آنست که در رده هاى بالاى لیست ثروتمندان مشهور قرار گیرند.
لذا غیردولتى کردن اقتصاد، فرایندى است که همه ابعاد ساختارى - اعم از حقوقى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى - رادربر مى گیرد و از این رو، صرف واگذارى سهام شرکت هاى دولتى یا بانک هاى دولتى به بخش خصوصى، بدون برخوردارى ازنظام حقوقى توسعه یافته و تشکیلات قانونى پیشرفته، نقش زدن بر آب است.
آزاد سازى اقتصادى، خصوصى سازى، حذف انحصارات، آزادسازى قیمت ها و استقرار رقابت آزاد، همه اهداف مشترکى هستند که باید به موازات هم تدریجا و مبتنى بر برنامه هاى علمى و عقلانیت عملى، یعنى عقلانیتى که تناسب بین ابزارها واهداف را توجیه نماید، شکل گیرند.

   

نویسنده:محمود جام ساز

       
منبع: http://www.iccim.org
و http://www.ramazanonline.persianblog.ir/

   + ferial zarrabi ; ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٧
comment نظرات ()

 

اندازه گيري عملكرد شركت
ترجمه : مريم ميرهادي فرد، سيدكيانوش كلانتر

در اندازه گيري همواره به دنبال آن هستيم تا از مفاهيمي استفاده كنيم كه براي همگان، معنا يا تفسيري يكسان داشته باشد. داده هايي كه از سوي محيط به دست ما مي رسند بردونوع كيفي و كمي هستند. داده هاي كيفي، آنهايي هستند كه معنا و تفسيرشان وابسته به فرد است؛

و در مقابل داده هاي كمي، داده هايي هستند كه دريافت آنها بستگي به افراد ندارد و براي همگان معنا و تعبيري يكسان دارند. به همين خاطر، در محيطهاي علمي و صنعتي، تمايل بر آن است كه زبان ارتباطي، از نوع كمي باشد. در يافتـه هاي كيفي نيز حتي المقـــدور بايد به داده هايي كمي تبديل شوند. اگرچه، اين كار همواره آسان نيست و در بسياري اوقات ناچاراز نوعي تقليل گرايي يا ساده سازي ذهني هستيم. در اين بحث درباره اندازه گيري عملكرد بنگاه به انواعي از اين ساده سازيها پرداخته مي شود. مثال واضح داده هاي كمي مرتبط با عملكرد بنگاه، گزارشهاي ساليانه اي است كه شركتها براي مثال در بازار سهام، به منظور اطلاع سهامداران بالقوه و بالفعل خود منتشر مي كنند؛ مواردي چون سود تعلق گرفته به هر سهم، سرمايه جاري، قيمت سهم و انواع مختلف نرخهاي رشد از جمله داده هاي كمي هستند كه بيانگر يا ترجمه اي از كيفيت عملكرد شركت مذكور هستند.

اندازه گيري عملكرد هر بنگاه اقتصادي، مي تواند در تعيين موقعيت فعلي بنگاه (ميزان موفقيت در دستيابي به اهداف راهبردي و امثالهم)؛ حركت و جهت گيريهاي آينده؛ و برنامه ها و فعاليتهاي بهبوددهنده موثر باشد و اصولاً بدين منظور اجرا مي شود. به جهت اهميت موضوع اندازه گيري عملكرد، تاكنون روشها و نظامهاي اندازه گيري مختلفي توسعه داده شده است كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد:

1 - سيستم كارتهاي امتيازي متوازن كه در قسمت گذشته اين مجموعه به آن اشاره شد.
2 - سيستم هاي اندازه گيري ماهانه كه برحسب مورد، در آنها مواردي چون درآمدها، سود، ارزشهاي دفتري، پيشرفت پروژه ها، تعداد مناقصه هاي برنده شده، ارقام مربوط به كاركنان، معضلات سازماني و چگونگي حل آنها، تعامل با مشتريان، روندهاي مختلف شركت اندازه گيري مي شود.

3 - چارچوب ارزيابي جايزه كيفيت بالدريج (BALDRIGE) كه سازمان را در هفت حوزه مرتبط با كيفيت سنجش مي كند. هر حوزه امتياز مربوط به خود را دارد كه جمع اين امتيازها در بهترين حالت به عدد 1000 مـــــي رسد. معيارهاي ارزيابي بالدريج، به عنوان يكي از معتبرترين جايزه هاي كيفيت در دنيا است.

4 - مدل EFQM كه به منظور ارزيابي سرآمدي سازمان و منطبق بر جايزه كيفيت موسسه اروپايي مديريت كيفيت است و به لحاظ شهرت با مدل بالدريج همساني مي كند.

5 - سيستم ارزيابي TEAM-SD كه مبتني بر ارزيابي شركت از جهات راهبردي برشمرده در قسمت پيشين اين مجموعه است. اين مدل بسيار شبيه به مدلBSC ، معيارهاي زير را براي ارزيابي عملكرد شركت در نظر مي گيرد:
منظر داخلي شركت : - منظر شركت؛ - فرهنگ شركت.
كاركنان : - وجود تيمهاي خودمختار؛ - نظام ارزشيابي عملكرد كاركنان و اهداي پاداش.
سيستم :- بهبود مداوم فرايندهاي سازماني؛ - وجود شرايط سازمان يادگيرنده. ايجاد تمايز و نفوذ در بازار: - نوآوري در محصولات و خدمات ارايه شده؛ - تعهد در پاسخگويي به نيازها و شكايات مشتري.
منظر خارجي شركت : - شناخت از مشتريان و خواسته هاي آنها؛ - شناخت از رقبا توانمنديهاي ايشان.

عملكرد مدل به اين ترتيب است كه با تخصيص 100 امتياز براي هريك از حوزه هاي راهبردي بالا (50 امتياز براي هر زيربخش) به ارزيابي عملكرد شركت در اين موارد پرداخته مي شود. تخصيص امتياز معمولاً توسط مديريت عالي و اجرايي (در بخشهاي مختلف شركت) صورت مي گيرد. در هر حوزه راهبردي، امتياز 90 به بالا نشان دهنده بهينه كاركردن و امتياز 80 تا 90 نشان دهنده قابل اتكاء بودن آن مورد براي رقابت در بازار است. امتياز 60 تا 80 به معني آن است كه شركت در آن حوزه در حال يادگيري و بهبود است. امتياز 40 تا 60، صرفـــاً به معناي اداره كردن آن حوزه ها تلقي مي شود. امتياز 20 تا 40 ، بيانگر آن است كه فرايندهاي مربوط به آن حوزه به صورت حداقلي، در جريان است و بالاخره امتياز زير 20، نشان از بحراني بودن اوضاع در آن حوزه دارد! در يافته هاي اين ارزيابي كه معمولاً از طريق پرسشنامه حاصل مي شود، معيار خوبي براي بازمهندسي راهبردها و فعاليتهاي شركت است.
منبع:
EISNER, HOWARD (2000) REENGINEERING YOURSELF AND YOUR COMPANY. NORWOOD, MASSACHUSETTS: ARTECH HOUSE.

مطالب از ماهنامه تدبير مربوط به سازمان مديريت صنعتی

   + ferial zarrabi ; ۸:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/۱٩
comment نظرات ()

 

آشنايي با برنامه ريزي استراتژيك

راهكار مديريت

1- تعريف برنامه‌ريزي

برنامه‌ريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و به هم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات. برنامه بياني روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصميمات است. برنامه خروجي فرايند برنامه‌ريزي است اما برنامه ريزي يك فرايند پيوسته است كه پيش از اتخاذ هر تصميمي آغاز شده و پس از اجراي آن تصميم ادامه مي يابد. از جنبه ماهيت، برنامه‌ريزي داراي انواع برنامه‌ريزي فيزيكي، سازماني، فرايند، مالي، وظيفه‌اي و عمومي است. از جنبه افق زماني، برنامه‌ريزي را مي‌توان در قالب برنامه‌ريزي كوتاه‌مدت، برنامه‌ريزي ميان مدت و برنامه‌ريزي بلندمدت دسته‌بندي كرد.

بيشتر برنامه‌ريزي‌ها بر اساس ديدگاه عقلايي، داراي شكل آرمان‌ها و اهداف- طرح‌ها و اقدامات- منابع موردنياز هستند. در اين مدل‌ها ابتدا آرمان‌ها و اهداف سازمانها تبيين شده، سپس طرح‌ها و اقدامات لازم تعيين و در نهايت منابع موردنياز براي انجام پروژه برآورد مي‌گردند.

2- برنامه‌ريزي و تغيير

تغيير در شرايط محيط، سياست‌ها، نگرش‌ها، ديدگاه‌ها، ساختارها، نظام ها و . . . عواملي هستند كه بر آرمان‌ها و اهداف برنامه‌ريزي تأثير گذاشته كه در نهايت باعث تغيير برنامه مي‌گردند. برنامه‌ريزي در شكل اشاره شده در فوق ظرفيت و توانايي مقابله با چنين تغييراتي را نداشته و منجر به شكست مي‌گردد. اين شرايط موجب رشد اين تفكر شد كه در برنامه‌ريزي بايد بتوان با تغييرات، جهت حركت سازمان را تغيير داد و جهت و رفتار جديدي را در پيش گرفت. اين نگرش زمينه‌ساز ابداع برنامه‌ريزي استراتژيك شد. بر خلاف برنامه‌ريزي سنتي كه در آن آرمان‌ها و اهداف تعيين مي‌شوند در برنامه ريزي استراتژيك، هدف تبيين و تدوين استراتژي است. بسته به نوع، تنوع و ماهيت تغييرات موجود در محيط مي‌توان تركيبي از برنامه‌ريزي سنتي و برنامه‌ريزي استراتژيك را به كار برد.

3- استراتژي

استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاه‌ها و جهت حركت سازمان را نشان مي‌دهد. استراتژي مي‌تواند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدوده زماني متفاوت تعريف شود.

4- برنامه‌ريزي استراتژيك

برنامه‌ريزي استراتژيك گونه‌اي از برنامه‌ريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژي‌هاست. از آنجايي كه استراتژي مي‌تواند عمر كوتاه يا بلند داشته باشد برنامه‌ريزي استراتژيك مي‌تواند برنامه‌ريزي بلند‌مدت يا كوتاه‌مدت باشد اما رويكردي متفاوت دارد.

مطالب از سايت راه کارهای مديريت:http://www.mgtsolution.com/گرفته شده.

   + ferial zarrabi ; ٩:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/٢
comment نظرات ()

توضيحات

گفته شده در وبلاگ ها نظرات شخصی افراد گفته ميشه ولی من فکر می کنم در وبلاگ های تخصصی بهتر هست از مطالبی که مرجع علمی دارند و پذيرفته شده هستند استفاده بشه.در اينجا هم سعی ميشه که از اين دست مطالب استفاده بشه . و البته و صد البته نظرات شما اساتيد، مديران، دوستان و کاربران موثر و کمک کننده خواهد بود.

   + ferial zarrabi ; ٦:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٥/۳٠
comment نظرات ()